در مورد چرایی حد وسط بین جبر و تفویض با ید گفت:
جبر با حکمت رشد و تعالی بشر سازگار نیست در فلسفه خلقت انسان مفصلا نبوغ علمی ومعنوی انسانهارابیان داشتیم و گفتیم که یکی از زیباترین مظاهر خلقت وجود انسانهای والایی است که در شرایط سخت و دوراهی ها با اختیار وآزادی راه رشد و تعالی را با کسب علم و معنویت انتخاب می کنند حال رشد و تعالی اجباری فضیلتی به حساب نمی آید و در فلسفه آفرینش گفتیم نظام احسن خلقت بدون اشرف مخلوقات کامل ترین شکل وصورت را نمی توانست داشته باشه واختیار هم لازمه اشرف مخلوقات بودن می باشد.
از جهت دیگرسپردن امور به بندگان با حکمت خدا سازگاری ندارد اول به جهت طغیان گری های آدمی به مصلحت خود انسان نیست (1)دوم با عزت خدا نیز سازگاری ندارد کما اینکه شخصی از حضرت رضا(ع) سؤال می‏كند آیا خداوند همه امور را به دست بندگان سپرده است؟ حضرت می‏فرماید: خداوند عزیزتر از آن است (یعنی این امر با عزت خداوند سازگاری ندارد)(2).
  ولذاست که أمرٌ بین الأمرین به جا ترین حالت در قضا وقدر الهی است واثرات تربیتی أمرٌ بین الأمرین انکار ناپذیر است ،مثلا در تربیت و پرورش کودکان اجازه رشد و خلاقیت آزادانه به آنها داده می شود ولیکن همه امور به آنها واگذار نمی شود چون آزادی عمل صدردصد با عث آسیب خود کودکان می شود .مربی نیز نیز نقش اثرگذار تربیتی خود را از دست می دهد لذاست نه جبر است ونه تفویض بلکه حد وسط است و گفتیم أمرٌ بین الأمرین با توجه به قانون علیت به اجرا در می آید.


ادامه مطلب



برچسب ها: جبر، تفویض، رشد، تعالی، خلقت، قضا، قدر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1390 توسط محمد علی رضایی
ما وجدانا می دونیم مختاریم، نه مجبور(1).

هیچ تردیدی هم نداریم كه همه رخدادها در جهان خلقت به  مشیت و اراده الهی صورت می ‏گیره و هیچ امری خارج از  دایره قدرت الهی نیست(2).

این نه جبره،نه تفویض،حد وسط این دو تاست(3).

 أمرٌ بین الأمرین اینکه،ما می دونیم مشیت و اراده الهی بصورت نظام اسباب وعلل و بر اساس قانون علیّت محقق می شه یعنی هر پدیده و حادثه با حاصل شدن علت های مربوط به خودش پدیدار می شه(4)قضا و قدرالهی هم جدای ازقانون علیّت نیست(5).

مثلا به وجود آمدن یه پدیده صد ها علت لازم داره،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر(اندازه گیری،محاسبه و سنجش الهی)حالا اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه(صد ها علت یه جا)این میشه قضا الهی(یعنی قطع و حتمیت حکم الهی)علل موثر در عالم هم دو جورند(6)علت با اراده(مثل جن و انس)علت بی اراده(مثل خورشید، آب، آتش...).

اصل مطلب اینکه اختیار طولی انسان(7)تنها یکی از علل لازمه برای به وجود آمدن وقایع و پدیده هاست پس طبیعیه که همه خواسته های انسان محقق نشه چون الباقی علل بسته به علم ،حکمت واراده خداست.

مثلا در داستان  سوزاندن حضرت ابراهیم،همه مشرکین هیزم جمع کردند آتش بزرگی مهیا ،منجنیق آماده، آب وهوا خوب و...همه علل آماده اما اراده مشرکین محقق نشد، چون خداوند به یکی از علل دستور داد«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»(8)اراده و حکمت خدا بر این بود حضرت ابراهیم سالم بمونه تاپیام توحید رو به مردم برسونه.مثال دیگه خنجری که تو عید قربان به اذن خدا نبرید، چون حکمت خدا این بود  انبیا و اولیا ازنسل  حضرت اسماعیل به جامعه بشری خدمت کنند. خدا جهان و مخلوقاتش رو به حال خودشون رها نکرده بلکه همیشه اراده خداست که محقق می شه و هیچ وقت بی حکمت نیست.

ادامه مطلب



برچسب ها: اختیار، جبر، علم، قدرت، الهی، وقایع، قضا، قدر، محقق، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی