خدا می‌تونه سنگی رو خلق کنه، كه ازبلند كردنش عاجز باشه؟!
شما می تونی یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنی، که به هر نفر یه پرتقال برسه؟!

http://baseirat.persiangig.com/index.jpeghttp://baseirat.persiangig.com/IMG_0728.jpg    
 هردو کار غیر ممکنه ،قدرت همیشه به امور ممكن تعلق می‌گیره. چیزی كه ذاتاً محاله، قابل تعلق قدرت نیست.یعنی مركز اعمال قدرت، امور ممكنه.محال ذاتی به كلی از دائره اعمال قدرت بیرونه،پس چنین اموری اصلاً مقدور نیستند تا در حیطه قدرت داخل بشند. چون لازمه ایجاد یك چیز، محدود بودنشه و لازمه محدود بودن اینكه در برابر قدرت نامحدود قابل حركته .

این قبیل سوالات پس از تجزیه و تحلیل به این پرسش برمی‌گرده، كه آیا خداوند می تونه به موجودی ممكن و محدودی هستی بده، در حالی كه اون موجود هم نامحدود و هستیش از خودش باشه؟ بدیهیه این سؤال نادرسته و یک عبارت متناقضه، چون همون طور که نمی تونیم یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنیم، که به هر نفر یه پرتقال کامل برسه یعنی یک پرتقال داریم، مفهومش اینكه چهل عدد نیست اما وقتی می گیم،یک رو بین چهل نفر تقسیم كنیم كه نصیب هر كدام یك پرتقال بشه، معنیش اینكه تعداد ،اونا چهل عدده، نتیجه این می شه كه پرتقال در عین این كه یک عدده، چهل عدد باشه و هیچ انسان عاقلی چنین حرفی نمی زنه.

پس هر سنگی كه خداخلق کنه، ممكن الوجوده و قابل حركت دادن نه واجب والوجود. چون وقتی خدا، چیزی را به وجود بیاره، به تمام اوضاع مخلولش قدرت داره.فرض آفریدن سنگ از طرف خدا به این معنا است كه خداوند بر همه احوال سنگ از جمله بلند كردنش قادره،این فرض با فرض نتوانستن، متناقضه.وقتی چیزی رو خدا بیافرینه، محدوده و محدود بودن اون، یعنی نامحدود می تونه دراون هر كاری بكنه.فرض بلند نكردن سنگ با فرض انجام هر كاری، متناقضه برای مطالعه بیشترمراجعه به.
خدا را چگونه بشناسیم، ناصر مكارم شیرازی، ص 99-92، و پیام قرآن ، ج 4، ص 178-185.





برچسب ها: قدرت، مطلق، الهی، چهل، عدد، انسان، عاقل، حرف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی
ما وجدانا می دونیم مختاریم، نه مجبور(1).

هیچ تردیدی هم نداریم كه همه رخدادها در جهان خلقت به  مشیت و اراده الهی صورت می ‏گیره و هیچ امری خارج از  دایره قدرت الهی نیست(2).

این نه جبره،نه تفویض،حد وسط این دو تاست(3).

 أمرٌ بین الأمرین اینکه،ما می دونیم مشیت و اراده الهی بصورت نظام اسباب وعلل و بر اساس قانون علیّت محقق می شه یعنی هر پدیده و حادثه با حاصل شدن علت های مربوط به خودش پدیدار می شه(4)قضا و قدرالهی هم جدای ازقانون علیّت نیست(5).

مثلا به وجود آمدن یه پدیده صد ها علت لازم داره،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر(اندازه گیری،محاسبه و سنجش الهی)حالا اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه(صد ها علت یه جا)این میشه قضا الهی(یعنی قطع و حتمیت حکم الهی)علل موثر در عالم هم دو جورند(6)علت با اراده(مثل جن و انس)علت بی اراده(مثل خورشید، آب، آتش...).

اصل مطلب اینکه اختیار طولی انسان(7)تنها یکی از علل لازمه برای به وجود آمدن وقایع و پدیده هاست پس طبیعیه که همه خواسته های انسان محقق نشه چون الباقی علل بسته به علم ،حکمت واراده خداست.

مثلا در داستان  سوزاندن حضرت ابراهیم،همه مشرکین هیزم جمع کردند آتش بزرگی مهیا ،منجنیق آماده، آب وهوا خوب و...همه علل آماده اما اراده مشرکین محقق نشد، چون خداوند به یکی از علل دستور داد«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»(8)اراده و حکمت خدا بر این بود حضرت ابراهیم سالم بمونه تاپیام توحید رو به مردم برسونه.مثال دیگه خنجری که تو عید قربان به اذن خدا نبرید، چون حکمت خدا این بود  انبیا و اولیا ازنسل  حضرت اسماعیل به جامعه بشری خدمت کنند. خدا جهان و مخلوقاتش رو به حال خودشون رها نکرده بلکه همیشه اراده خداست که محقق می شه و هیچ وقت بی حکمت نیست.

ادامه مطلب



برچسب ها: اختیار، جبر، علم، قدرت، الهی، وقایع، قضا، قدر، محقق، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/54481_215.jpg
محمود:استادرضایی چی می شد خدا جهان رو خلق نمی کرد اصلا چرا خدا جهان رو آفرید؟
محمود جان هر "بود"ی ، "نمود"ی داره چطور می شه بهترین "بود"و "نمود"ی نداشت ؟!
مثلا:چطور می شه بهترین متخصص جراح دنیا باشی که اصلا مریضی رو ویزیت نکرده باشی؟!

یا بهترین مهندس سازنده آسمان خراش ها رو فرض کن که هیچ سازه ای نساخته باشه؟!
یا می شه بهترین مخترع جهان رو فرض کرد که حتی یک اختراع نکرده باشه؟!
یا اینکه قوی ترین وزنه بردار جهان رو فرض کرد که هیچ وزنه ای بلند نکرده باشه؟!
تو مجامع علمی و آکادمیک به این موارد میگن پارادوکس(محال نما،چیزی که تضاد درونی داره)
ونکته دوم اینکه الزاما هدفمندی با نیاز تلازم نداره چون معمولا بهترین ها اغنیا بودن ونیازی نداشتند.
محمود جان خدا از هر جهت کامل و بی نیازه( آفرینش،بخشش، دانش، مهربانی و...)
چطور می شه بهترین آفریننده (احسن الخالقین)رو بدون خلق نظام احسن فرض کرد؟!
یا پروردگار جهانیان (رب العالمین)رو بدون پرورش ،هدایت وتربیت هیچ موجودی در نظر گرفت؟!
یا بخشنده ترین بخشنده هارو بدون ذره ای بخشش به بنده هاومخلوقاتش در نظر گرفت؟!
یا مهربان ترین مهربانان(ارحم راحمین)رو بدون مهر ورزی به بنده ها ومخلوقاتش در نظر گرفت؟!
تمام این صفات عین ذات خداست که به جهت علمی حتما باید ظهور و بروز داشته باشه ودر عالم آفرینش محقق بشند.جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت و... خداست به طوری كه بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می موند و به عبارتی هر "بود"ی ، "نمود"ی داره؛ نمی شه رحمت باشه اما بخششی در کار نباشه!
از این رو، هستی بخشی جهان، با تمامی نظم و زیباییش و صورتگری انسان با تمامی استعداد و توانمندیش، جلوه گر جلال و جمال خداست و شایسته اینه كه ما سپاس گزار خدا و قدر شناس او باشیم.
خداوند از آن جا كه "علم" ، "قدرت" ، "فضل" و "جود" بی نهایت داره، جهان و انسان را آفریده و لازمه این سه صفت، آینكه خلقت خداوند بهترین و كامل‏ترین خلقت ها باشه، یعنی در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی؛ زیبایی و كمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش بده، لازمه خدا اون موجود را خلق كنه، چون عدم خلقت اون موجود، یا ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی اونه، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت اونه. چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایتش، باز اون زیبایی را خلق نكنه، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است كه خدا از بخل منزه است و "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایته.

می شه جهانی كه خدا خلق می كنه، كامل‏ترین صورت ممكن را نداشته باشه؟!


ادامه مطلب



برچسب ها: نماد، لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت، خدا، هاوکینگ، جیم هارتل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 27 دی 1390 توسط محمد علی رضایی