http://baseirat.persiangig.com/507310_o6cm2Ewi.jpg
موسوی: استاد رضایی شما در پست های قبلی گفتید که عالم ماده از تراکم انرژی است؛ رنگ و هیئت ماده نیز نوعی از بروز و تظاهر انرژی است و تمام چهار نیروی اصلی(گرانشی، الکترو مغناطیسی ،هسته ای قوی و ضعیف)از یک نیروی بنیادی سرچشمه می گیرد آیا این نیروی اصلی خداست آیا خدا از نور است کما اینکه قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است"؟‏
دراینکه منشا و خالق همه پدیده های فیزیکی و متافیزیکی خداست هیچ بحثی نیست اما اینکه بگوئیم خداوند ماهیت نوری(فوتون ها) یا نیروی (بوزونها پایه نیروهای بنیادی)داشته و قابل مشاهده فیزیکی باشد معاذالله خداوند برتر از این توهم هاست کما اینکه در قسمت چهل و هفتم از دعای جوشن كبیر (كه مجموعه‌ای از صفات خدا است) می‌خوانیم:

ای نور نورها، ای روشنی بخش روشنایی‌ها، ای آفریننده نور، ای تدبیر كننده نور، ای ‏تقدیركننده نور، ای نور همه نورها، ای نور قبل از هر نور، ای نور بعد از هر نور، ای نوری ‏كه برتر از هر نوری؛ و ای نوری كه همانندش نوری نیست". (1) ‏
ابتدا باید معنای نور را ذكر كنیم، سپس ببینیم می‌توان بر خدا نور اطلاق كرد؟ ‏

نور عبارت است از آن چه در ذات خود ظاهر و روشن باشد و از نظر آثار بیرونی هم روشن كننده ‏غیر خود باشد. ‏
این مفهوم، مصادیق گوناگونی دارد كه در شدّت و ضعف، مراتب آن متفاوت می‌شود، مثلاً می‌توان ‏بر خورشید اطلاق نور كرد و بر یك لامپ روشن نیز می‌توان نور گفت، زیرا هم خورشید و هم لامپ ‏در ذات و گوهر خود، ظاهر و روشن بوده  و روشن كننده غیر نیز می‌باشد. ‏
ناگفته نماند هر چه در ذات خود ظاهر و روشن است و هر چیزی را ظاهر و روشن می‌کند، هر چند ‏مربوط به امری معنوی و آشکار نمودن یك حقیقت باشد، نور است و بر آن نور اطلاق می‌شود، به ‏همین دلیل گفته می‌شود: علم نور است، زیرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است كه ‏می‌توان بسیاری از راه‌ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد. علم روشنگر است. ‏
بنابراین، نباید پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسّى و چیزى که داراى فوتون‏هاى به خصوصى است و در علم فیزیک از کم و کیف آن بحث می‏شود، اطلاق می ‏گردد، بلکه این تنها یکى از مصادیق بارز و روشن این واژه است.
با توجه به این توضیح، می‌توان بر وجود و هستی نیز نور اطلاق كرد، زیرا وجود در ذات خود ‏امری ظاهر و روشن بوده و با تعلق وجود اشیاء، آن‌ها نیز  روشنگری می‌كنند. اشیاء از عدم ‏‏(كه تاریكی است) به صحنه هستی و وجود (كه نور است) درمی‌آیند. ‏
به هر حال نور هم بر نور حسی اطلاق می‌شود و هم بر نور فراحسی و چه بسا كه نور حسی از نور ‏غیبی فروغ و نور می‌گیرد.‏
قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است".‏
اگر بخواهیم برای ذات پاك خدا، تمثیلی از موجودات حسی جهان انتخاب كنیم، جز از واژه نور ‏نمی‌توان استفاده كرد، زیرا خدایی كه پدید آورنده تمام جهان هستی است، روشنی بخش عالم آفرینش ‏است. ‏
همه موجودات به فرمان او زنده‌اند . همه مخلوقات بر سر سفره نعمت او هستند. اگر لحظه‌ای چشم ‏لطف خود را از آن‌ها بازگیرد، همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می‌روند. ‏
هر موجودی به هر نسبت بااو ارتباط دارد، به همان اندازه نورانیت و روشنایی كسب می‌كند. ‏
قرآن نور است، چون كلام او است و روشن كننده تاریكی‌ها می باشد. آیین اسلام نور است، چون ‏آیین خدا است. پیامبران نورند، چون فرستادگان اویند. امامان معصوم انوار الهی هستند، چون ‏حافظان آیین او بعد از پیامبرانند و ...، بنابر این خداوند نور آسمان‌ها و زمین است. ‏
اگر نور را به معنای وسیع كلمه به كار ببریم، یعنی هر چیزی كه "ذاتش ظاهر و آشكار باشد و ‏ظاهر كننده غیر". در این صورت به كار بردن كلمه نور در ذات پاك او، جنبه تشبیه هم نخواهد ‏داشت، چرا كه چیزی در عالم خلقت از او آشكارتر نیست و تمام آن چه غیر او است، از بركت وجود ‏او آشكار است". ‏
امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: آیا آشكارتر از تو چیزی وجود دارد كه از آن به تو برسم؟!  ‏تو كی پنهان بودی تا تمنا كنم تو را و از چیزی غیر تو، به تو برسم؟!  كی دور بودی تا چیزی ‏دیگر مرا به تو نزدیك  کند.(2) ‏
--------------------------------------------------------‏
1 . "یا نور ‏النور، یا منوِّر النور، یا خالق النور، یا مدبِّر النور، یا مقدِّر النور، یا نور كلِِّ نور، یا ‏نوراً قبل كل نور، یا نوراً بعد كل نور، یا نوراً فوق كل نور، یا نوراً لیس كمثله نور" بحار الانوار ، ج 91، ص 390؛ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی، البلد الامین، ص 406.‏
‏2 . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 95، ص 226؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 349. ‏




برچسب ها: نور، نیرو، فیزیک، خدا، جهان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی