خدا میتونه سنگی رو خلق کنه، كه ازبلند كردنش عاجز باشه؟! شما می تونی یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنی، که به هر نفر یه پرتقال برسه؟!
هردو
کار غیر ممکنه ،قدرت همیشه به امور ممكن تعلق میگیره. چیزی كه ذاتاً
محاله، قابل تعلق قدرت نیست.یعنی مركز اعمال قدرت، امور ممكنه.محال ذاتی به
كلی از دائره اعمال قدرت بیرونه،پس چنین اموری اصلاً مقدور نیستند تا در
حیطه قدرت داخل بشند. چون لازمه ایجاد یك چیز، محدود بودنشه و لازمه محدود بودن اینكه در برابر قدرت نامحدود قابل حركته .
این
قبیل سوالات پس از تجزیه و تحلیل به این پرسش برمیگرده، كه آیا خداوند می
تونه به موجودی ممكن و محدودی هستی بده، در حالی كه اون موجود هم نامحدود و
هستیش از خودش باشه؟ بدیهیه این سؤال نادرسته و یک عبارت متناقضه، چون
همون طور که نمی تونیم یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنیم، که به هر
نفر یه پرتقال کامل برسه یعنی یک پرتقال داریم، مفهومش اینكه چهل عدد نیست
اما وقتی می گیم،یک رو بین چهل نفر تقسیم كنیم كه نصیب هر كدام یك پرتقال
بشه، معنیش اینكه تعداد ،اونا چهل عدده، نتیجه این می شه كه پرتقال
در عین این كه یک عدده، چهل عدد باشه و هیچ انسان عاقلی چنین حرفی نمی
زنه.
پس هر سنگی كه خداخلق کنه، ممكن الوجوده و قابل حركت دادن نه واجب
والوجود. چون وقتی خدا، چیزی را به وجود بیاره، به تمام اوضاع مخلولش قدرت
داره.فرض آفریدن سنگ از طرف خدا به این معنا است كه خداوند بر همه احوال
سنگ از جمله بلند كردنش قادره،این فرض با فرض نتوانستن، متناقضه.وقتی
چیزی رو خدا بیافرینه، محدوده و محدود بودن اون، یعنی نامحدود می تونه
دراون هر كاری بكنه.فرض بلند نكردن سنگ با فرض انجام هر كاری، متناقضه برای مطالعه بیشترمراجعه به. خدا را چگونه بشناسیم، ناصر مكارم شیرازی، ص 99-92، و پیام قرآن ، ج 4، ص 178-185.
هیچ
تردیدی هم نداریم كه همه رخدادها در جهان خلقت به مشیت و اراده الهی صورت
می گیره و هیچ امری خارج از دایره قدرت الهی نیست(2).
این نه جبره،نه تفویض،حد وسط این دو تاست(3).
أمرٌ
بین الأمرین اینکه،ما می دونیم مشیت و اراده الهی بصورت نظام اسباب وعلل و
بر اساس قانون علیّت محقق می شه یعنی هر پدیده و حادثه با حاصل شدن علت
های مربوط به خودش پدیدار می شه(4)قضا و قدرالهی هم جدای ازقانون علیّت
نیست(5).
مثلا
به وجود آمدن یه پدیده صد ها علت لازم داره،حدّ و حدود این علل رو میگن
قدر(اندازه گیری،محاسبه و سنجش الهی)حالا اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم
حاصل بشه(صد ها علت یه جا)این میشه قضا الهی(یعنی قطع و حتمیت حکم
الهی)علل موثر در عالم هم دو جورند(6)علت با اراده(مثل جن و انس)علت بی
اراده(مثل خورشید، آب، آتش...).
اصل
مطلب اینکه اختیار طولی انسان(7)تنها یکی از علل لازمه برای به وجود آمدن
وقایع و پدیده هاست پس طبیعیه که همه خواسته های انسان محقق نشه چون الباقی
علل بسته به علم ،حکمت واراده خداست.
مثلا در داستان سوزاندن حضرت ابراهیم،همه مشرکین هیزم جمع کردند آتش بزرگی مهیا ،منجنیق آماده، آب وهوا خوب و...همه علل آماده اما اراده مشرکین محقق نشد،
چون خداوند به یکی از علل دستور داد«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم
باش!»(8)اراده و حکمت خدا بر این بود حضرت ابراهیم سالم بمونه تاپیام توحید
رو به مردم برسونه.مثال دیگه خنجری که تو عید قربان به اذن خدا نبرید، چون حکمت خدا این بود انبیا و اولیا ازنسل حضرت اسماعیل به جامعه بشری خدمت کنند. خدا جهان و مخلوقاتش رو به حال خودشون رها نکرده بلکه همیشه اراده خداست که محقق می شه و هیچ وقت بی حکمت نیست.
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
درباره وبلاگ
بصیرت یعنی یقینی پایدار با نگرش عمیق توحیدی که بطور طبیعی با فرا رسیدن مرگ برای همه انسان ها حاصل می شود و لی سودی به حالشان ندارد اما اگر کسی در سایه صدق و تلاش قبل از مرگ به بصیرت رسد سعادت و سلطنت دنیا و ابدیت رابرای خدا....