http://baseirat.persiangig.com/1311791923754833_large.jpg
ناشناس :آقای رضای از چه طریقی می توان خدا را شناخت، به طوری كه همیشه حضورش را احساس و از گناه دوری ‏کنیم؟
عزیزی که نمی شناسمت همانطور که امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: آیا آشكارتر از تو چیزی وجود دارد كه از آن به تو برسم؟!  ‏تو كی پنهان بودی تا تمنا كنم تو را و از چیزی غیر تو، به تو برسم؟!  كی دور بودی تا چیزی ‏دیگر مرا به تو نزدیك کند.(بحار الانوار، ج 95، ص 226) ‏
خدا آشکار ترین حقیقت هستی است و اما دلایل فلسفی و علمی خیلی زیادی از آثارعظمت خالق بیان شده آنهم توسط دانشمندان بزرگ (گالیه، نیوتن، کپلر ،انیشتین،....)که تعدادی رو  در پست های قبلی همین وبلاگ می تونید مطالعه کنید .
اما در مورد قسمت دوم سوال (به طوری كه همیشه حضورش را احساس و از گناه دوری ‏کنیم) همان طور که در حدیث قدسی آمده است: "هر بنده ای كه بر دل اونظر ‏انداختم و دیدم حال غالب او ذكر من ‏است،‌ تدبیر امور او را عهده دار شده و همنشین و هم صحبت و انیس او می شوم".‏(بحارالانوار، ج 74، ص 30‏)
 اجمالا باید بگم که:
 مبادا چیزی جای محبت خدا رو تو قلبت بگیره مبادا ؟!

و اگر تفصیل مطلب رو خواسته باشی باید گفت:

ادامه مطلب



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/images.jpeg

علی: خدایی که همه چیز را پدید آورده خود چگونه پدید آمده علت وسبب پیدایش خدا چه بوده؟

علی جان خدا پدیده نیست که به پدیدآورنده احتیاج داشته باشه خدا ازلی و ابدیه ، هستی و هستی بخشی عین ذات خداست ، حالا با توجه به پست قبلی یه مثال برات میزنم که معلوم بشه.
خوب می دونی که روشنایی اتاق از نوره،
روشنایی لامپ هم از نوره،
روشنایی ماه هم از نوره،
روشنایی خورشید هم از نوره،
روشنایی همه چیز  از نوره،

خوب حالا می تونی به من بگی ،روشنایی خود نور از چیه؟؟؟؟؟؟؟

  بله ،روشنی و روشنی بخشی عین ذات نوره ، پس هیچ مشکلی نداره که ،هستی وهستی بخشی هم عین ذات خدا باشه در قسمت چهل و ششم از دعای جوشن كبیر (كه مجموعه‌ای از صفات خدا است) می‌خوانیم:
     یا صانِعاً غَیرَ مَصْنُوعٍ، یا خالِقاً غَیرَ مَخْلُوقٍ،
اى سازنده‏اى که‏ ساخته کسى نیست اى آفریننده‏اى که کسى او را نیافریده ،

  لذاست که لفظ خدا در زبان فارسی مخفف "خودآ" یعنی خودبه وجود آمده و تقریباً مرادف با واجب الوجود است، یعنی موجودی كه وجود برای او ضرورت دارد و عدم برای وی محال است و موجود دیگری به آن وجود نداده است، ولی با توجه به مشابهات آن مانند خداوند و كد خدا می توان گفت معنای لغوی آن شبیه به معنای صاحب و مالك و معنایی كه در عرف از آن فهمیده می‌شود، نظیر خالق و آفریدگار است.(محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، خدا شناسی، كیهان شناسی، انسان شناسی، ) بر همین اساس در زبان فارسی به جای مفاهیم واجب الوجود، خدا گفته می شود.

مگه می شه موجودات بدون تکیه به بی نیاز مطلق پدید بیان؟!

 اگه خدای بی نیاز نباشه رشته نیازمندی های موجودات تا کجا ادامه پیدا می کنه؟!


ادامه مطلب



برچسب ها: خدا، واجب الوجود، نور، هستی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 26 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/507310_o6cm2Ewi.jpg
موسوی: استاد رضایی شما در پست های قبلی گفتید که عالم ماده از تراکم انرژی است؛ رنگ و هیئت ماده نیز نوعی از بروز و تظاهر انرژی است و تمام چهار نیروی اصلی(گرانشی، الکترو مغناطیسی ،هسته ای قوی و ضعیف)از یک نیروی بنیادی سرچشمه می گیرد آیا این نیروی اصلی خداست آیا خدا از نور است کما اینکه قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است"؟‏
دراینکه منشا و خالق همه پدیده های فیزیکی و متافیزیکی خداست هیچ بحثی نیست اما اینکه بگوئیم خداوند ماهیت نوری(فوتون ها) یا نیروی (بوزونها پایه نیروهای بنیادی)داشته و قابل مشاهده فیزیکی باشد معاذالله خداوند برتر از این توهم هاست کما اینکه در قسمت چهل و هفتم از دعای جوشن كبیر (كه مجموعه‌ای از صفات خدا است) می‌خوانیم:

ای نور نورها، ای روشنی بخش روشنایی‌ها، ای آفریننده نور، ای تدبیر كننده نور، ای ‏تقدیركننده نور، ای نور همه نورها، ای نور قبل از هر نور، ای نور بعد از هر نور، ای نوری ‏كه برتر از هر نوری؛ و ای نوری كه همانندش نوری نیست". (1) ‏
ابتدا باید معنای نور را ذكر كنیم، سپس ببینیم می‌توان بر خدا نور اطلاق كرد؟ ‏

نور عبارت است از آن چه در ذات خود ظاهر و روشن باشد و از نظر آثار بیرونی هم روشن كننده ‏غیر خود باشد. ‏
این مفهوم، مصادیق گوناگونی دارد كه در شدّت و ضعف، مراتب آن متفاوت می‌شود، مثلاً می‌توان ‏بر خورشید اطلاق نور كرد و بر یك لامپ روشن نیز می‌توان نور گفت، زیرا هم خورشید و هم لامپ ‏در ذات و گوهر خود، ظاهر و روشن بوده  و روشن كننده غیر نیز می‌باشد. ‏
ناگفته نماند هر چه در ذات خود ظاهر و روشن است و هر چیزی را ظاهر و روشن می‌کند، هر چند ‏مربوط به امری معنوی و آشکار نمودن یك حقیقت باشد، نور است و بر آن نور اطلاق می‌شود، به ‏همین دلیل گفته می‌شود: علم نور است، زیرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است كه ‏می‌توان بسیاری از راه‌ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد. علم روشنگر است. ‏
بنابراین، نباید پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسّى و چیزى که داراى فوتون‏هاى به خصوصى است و در علم فیزیک از کم و کیف آن بحث می‏شود، اطلاق می ‏گردد، بلکه این تنها یکى از مصادیق بارز و روشن این واژه است.
با توجه به این توضیح، می‌توان بر وجود و هستی نیز نور اطلاق كرد، زیرا وجود در ذات خود ‏امری ظاهر و روشن بوده و با تعلق وجود اشیاء، آن‌ها نیز  روشنگری می‌كنند. اشیاء از عدم ‏‏(كه تاریكی است) به صحنه هستی و وجود (كه نور است) درمی‌آیند. ‏
به هر حال نور هم بر نور حسی اطلاق می‌شود و هم بر نور فراحسی و چه بسا كه نور حسی از نور ‏غیبی فروغ و نور می‌گیرد.‏
قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است".‏
اگر بخواهیم برای ذات پاك خدا، تمثیلی از موجودات حسی جهان انتخاب كنیم، جز از واژه نور ‏نمی‌توان استفاده كرد، زیرا خدایی كه پدید آورنده تمام جهان هستی است، روشنی بخش عالم آفرینش ‏است. ‏
همه موجودات به فرمان او زنده‌اند . همه مخلوقات بر سر سفره نعمت او هستند. اگر لحظه‌ای چشم ‏لطف خود را از آن‌ها بازگیرد، همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می‌روند. ‏
هر موجودی به هر نسبت بااو ارتباط دارد، به همان اندازه نورانیت و روشنایی كسب می‌كند. ‏
قرآن نور است، چون كلام او است و روشن كننده تاریكی‌ها می باشد. آیین اسلام نور است، چون ‏آیین خدا است. پیامبران نورند، چون فرستادگان اویند. امامان معصوم انوار الهی هستند، چون ‏حافظان آیین او بعد از پیامبرانند و ...، بنابر این خداوند نور آسمان‌ها و زمین است. ‏
اگر نور را به معنای وسیع كلمه به كار ببریم، یعنی هر چیزی كه "ذاتش ظاهر و آشكار باشد و ‏ظاهر كننده غیر". در این صورت به كار بردن كلمه نور در ذات پاك او، جنبه تشبیه هم نخواهد ‏داشت، چرا كه چیزی در عالم خلقت از او آشكارتر نیست و تمام آن چه غیر او است، از بركت وجود ‏او آشكار است". ‏
امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: آیا آشكارتر از تو چیزی وجود دارد كه از آن به تو برسم؟!  ‏تو كی پنهان بودی تا تمنا كنم تو را و از چیزی غیر تو، به تو برسم؟!  كی دور بودی تا چیزی ‏دیگر مرا به تو نزدیك  کند.(2) ‏
--------------------------------------------------------‏
1 . "یا نور ‏النور، یا منوِّر النور، یا خالق النور، یا مدبِّر النور، یا مقدِّر النور، یا نور كلِِّ نور، یا ‏نوراً قبل كل نور، یا نوراً بعد كل نور، یا نوراً فوق كل نور، یا نوراً لیس كمثله نور" بحار الانوار ، ج 91، ص 390؛ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی، البلد الامین، ص 406.‏
‏2 . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 95، ص 226؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 349. ‏




برچسب ها: نور، نیرو، فیزیک، خدا، جهان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/138711030891.jpg
بعد از نماز عشا محضر حضرت استادم علامه  معرفت بودیم دانشجوی سوال کرد که:
مگهتو فلسفه نمی گین که "فاقد شی نمی تواند معطی شی باشد" پس باید خدا ماده داشته باشه, چون که خدا ماده را به عالم اعطا کرده لازمه اعطا ماده به عالم اینکه خدا هم مثل همین مادیات ماده داشته باشد یعنی قابل لمس و قابل دیدن باشه.
الهی نور به قبر استادم (علامه معرفت) بباره فرمودند :
  تا همین امروز فیزیک دانان نمی دانند ماده چیست, که بتوان پیرامونش بحث کرد ایشان در مورد کلمه الصمد توضیح دادند که در لغت عرب به سنگ های تو پر و بسیار متراکم غیر قابل نفوذ صمد گفته می شود بخلاف سنگ پا که خیلی متخلخل و توخالیه از جهت علم فیزیک ماده بسیار تو خالی می باشد خود ماده ازفضا های خالی زیادی تشکیل شده که مولکول ها بین این فضا های خالی قرار  دارند و خود مولکولها نیز تو پر نیستند چون فضا های خالی زیادی بین هسته و الکترون است به قدری که اگر هسته اتم را به اندازه یک نخود بزرگ کنیم فضای خالی اتم بزرگتر از یک زمین فوتبال می شود باز هم بین اجزای هسته اتم نیز  فضا های خالی زیادی وجود دارد وحتی در مورد اینکه اجزای ریز اتم تو پر با شند هم نمی توان قضاوت کرد چون همین اجزا قابل تبدیل شدن به انرژی هستند  یعنی به طور کامل از بین بروند اما هیچ فضای خالی از وجود خدا (ذات,علم ,قدرت , حقیقت....) در عالم وجود ندارد پس وعده ای که رسول الله در مورد فهم معنای الصمد (پر) در آخر زمان داده بودند به حقیقت پیوست،
 این خداست که از هر جهت و همه ابعاد پر می باشد الباقی نیاز مند خدا هستند.

ادامه مطلب



برچسب ها: امواج، مولکول، فیزیک، علامه، معرفت، الصمد، الله، خدا، یگانه، آفرینش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 19 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/MainThumb_116.gif
حمتی: استاد رضایی مطالبی کهدر اثبات یگانگی خدا در فیزیک فرمودید در آیات وروایات هم آمده؟

 بله قوانین فیزیکی با توجه به پیوستگی و بی نهایت بودن و منشا واحد ,همگی نشان از توحید پروردگار دارند که وقتی هشام بن حكم از امام صادق(ع) سؤال كرد: چه دلیلی داریم بر این كه خداوند یگانه است، حضرت ‏فرمود:
انجام و پیوستگی تدبیر جهان و كامل بودن ‏آفرینش"
اتصال التدبیر و تمام الصّنع...؛(تفسیر برهان، ج 3، ص 55) .

‏این حدیث جامع همه قوانین فیزیکی می باشد که در پست قبل گفته شد چون اتصال نیروهای بنیادین فیریک باعث عدم وجود شکاف و کامل بودن صنع خالق می شود.
 یا در ‏روایتی از امام ‏
سجاد(ع) آمده است:
"خداوند به هیچ محدودیّتی توصیف نمی شود. او برتر از چنین توصیفی است. ‏چگونه ممكن ‏است كسی كه هیچ حدی ندارد، توصیف به محدودیت گردد؟!".(اصول كافی، ج 1، ص 100)
که دقیقا اشاره به نظریه جنابان نیوتن , انیشتین, حسابی,...در بی نهایت بودن عالم دارد .
 و یا همان طوری که در دعای عرفه امام حسین (ع) آمده:
اگر در آسمان و زمین خدایان و معبودهایی جز اللَّه بود، نظم ‏جهان بر هم می خورد وشکافته می شد   "
لوكان ‏فیهما آلهة إلااللَّه لفسدتا؛وتفطرتا"
دقیقا اشاره به نیروهای متکاثف و پیوسته عالم دارد که کوچکترین شکافی در پیوستگی آن دید نمی شود
.
اتفاقا دلایل فلا سفه هم در همین راستاست توجه بفرمائید:


ادامه مطلب



برچسب ها: کمال، یگانه، احد، فیزیک، خدا، برهان، فلسفه، بی نهایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/ic342_noao_big.jpg

آقای رضایی شما از نظم بسیاردقیق فیزیکی  از عالم خلقت سخن گفتید که بدون تردید نشان از خدای قادر متعال دارد اما سوال اینجاست آیا فیزیک می تواند ثابت کند که این جهان شگفت انگیز توسط یک خالق به وجود آمده و چندین خدا در خلقت عالم دست نداشته اند یعنی به جهت فیزیکی هم می شود یگانگی خدارا ثابت کرد ؟

علم فیزیک یگانگی خدارا از راه های متعددی می تواند ثابت کند .
اول اینکه ,جهان آفرینش، به تدبیر خداوند حکیم، مجموعه ای فشرده و مُتکاثِف از انرژی های خرد و کلان است؛ که برخی از آنها بر اثر تَکاثُف و فشردگی بیشتر، به شکل مادّه ظهور و نمایش یافته و مابقی این شبکه انرژیِ متّصل و پیوسته بهم، از دید ما پنهان است.یعنی که حتی خلاء هم پر از انرژی است ولی ما نمی بینیم ,همان طور که در پست انیشتین  گفتیم تمام انرژی های عالم به چهار نیروی بنیادی بر می گردد( نیروی گرانشی، نیروی الکترو مغناطیسی، نیروی  هسته ای قوی و نیروی  هسته ای ضعیف )فیزیک دانان  هم ثابت کردند که تمام این چهار نیرو به یک منشاء  بنیادی برگشت می کند یعنی منشاء تمام مواد ونیروهای جهان یکی می باشد کما اینکه قرآن شریف می فرماید:
 اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (سوره نور 35)
علاوه بر اینکه فیزیکدانان کیهانی ثابت نمودند که منشاء جهان ازیک نیروی پایدار بنیادی می باشد بلکه فرض منشاء دومی برای نیرو های موجود محال است چون در تقابل دومنشاء درعالم شکافت وگسستگی ایجاد می شود که با عث از بین رفتن پیوستگی عالم شده وانهدام تمام عالم از شکاف منشا دوم  حاصل می شود کما اینکه قرآن شریف می فرماید:
 لَوْ كَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا( سوره انبیا22)  
دلیل دوم بر یگانگی خالق کما اینکه فلاسفه می فرمایندجای وجود ندارد که خالی از وجود خدا باشد که بتوان خدای دیگری را در آن جا داد. همان طور که می دانید مکان یکی از ابعاد فیزیکی می باشد وفرض مکانی که خدای دیگری درآن فضا مستقر باشد به جهت فیزیکی محال است چون فضای درنظر گرفته شده برای خدای دوم اگر دربین مجموعه کیهان باشد کما اینکه قبلا گفته شد باعث ایجادشکاف درپیوستگی عالم وانهدام آن خواهد شد و فرض تصور فضایی برای خدای دیگر در خارج از مجموعه کیهان هم محال است چون پیوستگی و پایداری جهان اقتضا دارد که جهان ما بی نهایت باشد لذا بی نهایت هم تاابدیت ادامه پیدا می کند وجایی برای شریک الباری یافت نخواهد شد.
سوم اینکه عمده پایداری کیهان به نیروی گرانشی میباشد همانطور که در پست نیوتن گفتیم ,پیوستگی بسیار متراکم این نیرو وگسترش وامتداد این نیرو تا اقصی نقاط بی نهایت و منشا واحد برای این نیرو فرض خدای دیگر را محال منتفی می داند ودلایل دیگر...........

حال توجه شما را به سخنان فیزیک دانان در این زمینه جلب می
کنم.



ادامه مطلب



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/atom-aza.jpg 
آقای رضایی شما با استناد به تعداد زیادی از آیات قرآن و کشفیات دانشمندان اثبات نمودید که خدا درخلقتش تا ریزترین ذرات جهان رابه دقت اندازه گیری نموده و با معادلات دقیق ریاضی هدایت می کنه ولی آقای سروش با استناد به اصل عدم قطعیت در کوانتم نتیجه گرفته بود  همه علوم(فیزیک ,کوانتم ,دین ,اخلاق ,فلسفه....)نسبی است درمقابل این ایجاد شکاکیت  چه جوابی دارید؟
با کمال تاسف مشاهده می شود که آقای سروش از (اصل هایزنبرگ )اطلاع کافی ندارند و بر اساس جهل خود شروع به خیال پردازی می کند درحالی که تمام اجزای کوانتم (پروتن ,نترون ,چهار نیروی بنیادی ,اینرسی , اربیتهاو.... ) بر اساس اندازه گیری دقیق و طبق معادلات ریاضی آفریده شده است. حتی ریزترین جزء اتم (الکترون ذره بنیادی پایداری با بار الکتریکی منفی 1.602X10-19 کولن و جرم در حال سکون 9.109X10-31 کیلوگرم)که این اعداد و ارقام ریاضی در تمام عالم یکسان می باشد و اصل عدم قطعیت هم بر این مطلب تاکید دارد ولی چون الکترون بسیار ریز بوده و جرمش درحد نور و سرعتش خیلی بالاست ابزار سنجش ما حتی در آرام ترین شرایط باعث بهم خوردن سرعت و مکان آن می شود که جناب هایزنبرگ می گوید می توان حرکت یک توپ پینگ پنگ را ، بدون آنکه مسیر آن را تحت تاثیر قرار دهیم، تعقیب کنیم. اما در مورد مسیر حرکت یک الکترون هرگز وضع به همین منوال نیست و تعقیب الکترون بدون متاثر ساختن مسیر حرکت تقریبا غیر ممکن است و همین امر سبب ایجاد یک عدم قطعیت در مشاهدات ما می‌گردد.

ادامه مطلب



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 6 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/index.jpeg 
جناب رضایی شما در طی این مدت اخیر با نشان دادن رابطه دقیقی از علم و دین ثابت کردید که خداوند جهان را با اندازه گیری دقیق و بر معادلات ریاضی آفریده حال اگر روزی کشفیات دانشمندان بزرگی که شما معرفی کردید رد شد مثلا کما اینکه اخیرا اعلام شده ذراتی پیدا شده اند که بیش از سرعت نور حرکت می کنند که این مخالف  نظریه نسبیت جناب انیشتین می باشد چگونه قابل توجیه است ؟
با سلام خدمت دوست گرامی این ادعای مضحک را بنده هم شنیدم این افراد بخصوص بنگاه دروغ پراکنی استعمار پیر(BBC) سعی در مخدوش نشان دادن نظریه نسبیت انیشتین فقید که تاکیدی بر احادیث ائمه معصومین (ع)است دارند و لیکن این مطلب را هیچ کدام ازمرا کز معتبر بین المللی تائید نکردند همگی این مطلب را یک اشتباه ناشی از دستگاه های اندازه گیری قلمداد نمودند واین خبر را تکذیب نمودند.
استاد انیشتین ایمان داشت که قوانینی که خدا بر جهان حاکم نموده به هیچ عنوان قابل تغییر وتبدیل نمی با شد کما اینکه قرآن شریف می فرماید :

فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلًا   «فاطر/43»
 هرگز برای سنت خدا تبدیل نخواهی یافت، و هرگز برای سنت الهی تغییری نمی‌یابی!

وَلَا تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِیلًا  «الإسراء/77»
 و هرگز برای سنت ما تغییر و دگرگونی نخواهی یافت!
بااین اعتقاد استاد انیشتین ثابت نمود سرعت نور یکی از ثابت های بنیادین فیزیک( مجوز Creative Commons Attribution/Share-Alike ) می باشد و حد نهایی سرعت در  عالم ماده است(بدون تغییر وتبدیل) که به این وسیله تعداد زیادی ازاحادیث نهج البلاغه و بحار انوار به خصوص حدیث معراج را به جهت فیزیکی اثبات نمود .ان شاالله ما این مطالب را بطور کامل توضیح خواهیم داد .
حال نظر شمارا به تکذیب خبر ذرات سریعتر از نور از سایت های مهم  جلب می کنم.
 

ادامه مطلب



برچسب ها: نور، سرعت، انیشتین، سروش، عدم قطعیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی