تبلیغات
بصیرت - بنابر آنکه بنیان حقوق، عدالت، صلح و رستگاری از خفقان
با نام الله مهرگستر مهرورز
بنا بر آنکه بنیان آموزه‌های وحیانی مهرورزی بر اساس یگانگی و عدالت با محوریت تقوا به مفهوم حفظ حرمت‌هاست.
بنا بر آنکه بنیان حقوق، عدالت، صلح و آزادی از خفقان بر بازشناسی و حفظ حرمت‌ها، خصوصاً کرامت الهی و سلب ناپذیر تمام اعضای خانواده‌ی بشری است.
بنا بر آنکه بی‌اعتنایی و تحقیر حرمت‌ها به اعمال وحشیانه انجامیده، طوری‌که وجدان بشریت را در رنج افکنده و زندگی عاری از فقر و ترس را به بالاترین آمال مظلومان بدل کرده است.
بنا بر آنکه آموزه‌های وحیانی تأکید خود به اساسی‌ترین حرمت‌های انسانی در کرامت و ارزش نهادن برابر زن و مرد را اعلان و راه تساوی احکام با محور حمایت از خانواده و بانوان را ارائه و اسرار به ارتقای آبادانی زمین برمبنای مهرورزی عادلانه و بهبود وضعیت زندگی معنوی و مادی ساکنانش در فضای امن و آزاد دارد.
بنا بر آنکه بایسته است با حاکمیت قانون از حرمت‌ها حفاظت گردد، تاکسی به‌عنوان آخرین تدبیر، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستم نباشد.
بنا بر آنکه بایسته است برمبنای روح احترام و نیکی روابط مهرورزانه میان خانواده بشری و ملل گسترش یابد.
بنا بر انکه فهم مشترک از حرمت‌ها از اهم امور برای درک و اجرای کامل چنین تعهدی و دیده‌بانی آن است.
هم‌ اکنون، «هفت حرمت» به‌عنوان مبنائی مشترک اعلان می شود، تا جمیع  افراد و همه ارکان اجتماع آن را  دایماً  مد  نظر داشته و مجاهدت کنند که به وسیله تمام امکانات خصوصا تعلیم و تربیت، احترام  به این حرمت‌ها توسعه یابد.

حرمت اول: الله طبق اهدافی حکیمانه هر آفرینش را حرمت نهاد، خصوصاً همه ابنای بشر را آزاد آفرید، در حیثیت و کرامت باهم برابر نهاد، عقلانیت و وجدان به آنان عنایت فرمود و ملزم کرد با یکدیگر با روح احترام و نیکی رفتار کنند، خصوصاً ستم نکنند، یکدیگر را تحقیر نساخته و در درماندگی رها نسازند، لذا:
1) هر انسانی از هر نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، دین، مذهب، عقاید سیاسی و غیره، خاستگاه اجتماعی و ملی، دارایی، تولد و ... سزاوار و محق است کرامت، امنیت، زندگی و آزادی شخصی‌اش محترم شمرده شود.
2) هیچ انسانی را نمی‌توان در بردگی نگه داشت همچنین دادوستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
3) هیچ انسانی نباید مورد ظلم، شکنجه، رفتار یا کیفری تحقیرآمیز، موهون و خلـاف انسانیت و حرمت بشر قرار گیرد.
4) زمین و محیط‌‌ زیست محترم و محق آبادانی و حفاظت است و دیگر جنبندگان جز به‌ ضرورت تغذیه یا رفع خطر و اذیت در امان‌اند.

حرمت دوم: خاص‌الله است «قانونگذاری، قضاوت و کیفر». با اکتفا به ظواهر، تنها نهادها و محاکم مردم سالار، در ضرورت رفع مناقشات و ناهنجاری‌های غیرقابل صلح، می توانند حکم کنند اگر:
1) هرانسانی محق باشد تا همه‌جا در برابر قانون به‌عنوان یک انسان محترم شناخته شود.
2) هرانسانی در برابر قانون، حقوق مساوی داشته، محترمانه محق باشند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شود و همه باید در برابر هرگونه عمل تحریک‌آمیز منجر به تبعیض، حفظ شوند.
3) هرانسانی درمقابل آن قوانینی وظیفه داشته باشد که در جهت رفع ضرر به تعالی معنوی و مادی انسان بوده و در اجرای  حقوق و استفاده  از حرمت ها تنها  تابع  محدودیت هایی باشد که  به وسیله  قانون، منحصراً  به  منظور  تامین  شناسایی  و  مراعات  حقوق  و حرمت‌های  دیگران  و  برای مقتضیات  صحیح  اخلاقی  و نظم  عمومی  و رفاه  همه  گانی، در شرایط  یک جامعه مردم سالار وضع گردیده باشد.
4) هرانسانی محترمانه محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی یا بین‌المللی در برابر نقض حقوق اولیه‌ای باشد که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته‌اند.
5) هیچ انسانی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.
6) هر انسانی به گناهی متهم شده باشد بی‌گناه محسوب شود تا وقتی‌که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین‌های لـازم برای دفاع از حرمت وی تأمین شده باشد، تقصیر او قانونا محرز گردد.
7) هیچ‌کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب، آن عمل به‌موجب حقوق ملی یا بین‌المللی جرم شناخته نمی‌شد محکوم نشود. به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر ازآنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می‌گرفت درباره احدی اعمال نشود.
8) هیچ انسانی در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله‌های خودسرانه واقع شود و شرافت و اسم‌ و رسمش نباید مورد بی‌حرمتی قرار گیرد. هر انسانی حق دارد که در مقابل این‌گونه مداخلـات و حملـات، موردحمایت قانون قرار گیرد.
9) مجازات اعدام تنها در مهمترین جنایات و فتنه‌ها طبق قانون لازم‌الاجرا توسط محاکم مردم سالار درنهایت اغماض و گذشت با حفظ حقوق جنین و کودک قابل اجرا باشد.

حرمت سوم: الله زمین را موهبتی وسیع، پرنعمت و بدون مرز آفرید تا ساکنانش محترمانه در آن مأمنی جسته با تعاون و تکاپو رفاه معنوی و مادی خود را تأمین کنند،لذا:
1) هر انسانی سزاوار و محترم به داشتن آزادی جابه‌جایی و اقامت در درون مرزهای مملکتش است.
2) هر انسانی محترمانه محق به ترک هر کشوری، ازجمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویشتن است.
3) هر انسان بی‌گناهی (طبق حرمت دوم) حق دارد در برابر ظلم، شکنجه و آزار، پناه گاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.
4) هیچ انسانی را نباید خودسرانه از تابعیت خویش محروم شود یا حق تغییر تابعیت را از وی دریغ شود.

حرمت چهارم: نزد الله محترم‌ترین بنیان در جهان خانواده، بقاء،  تشکیل و صمیمیت در آن است طبق این حرمت:
1) خانواده به‌عنوان بنیان طبیعی و اساسی اجتماع حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره‌مند گردد خصوصاً در قبال فقر و مظاهر بی‌بندوباری.
2) مردان و زنان بالغ از هر نژاد، رنگ، ملیت، زبان، مذهب ... حق‌دارند که با یکدیگر پیوند زناشویی بنند و خانواده‌ای بنیان نهند اگر تنفر اخلاقی و مذهبی ایجاد نکنند.
3) همه سزاوار و محترم به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ با آزادی انتخاب در شرایط ضمن عقد هستند به‌شرط حفظ حقوق جنین و کودک.
4) عقد ازدواج نمی‌بایست صورت بندد مگر تنها با آزادی انتخاب و رضایت کامل زن و مردی که خواهان ازدواج‌اند.

حرمت پنجم: الله اکراه در آئین مهرورزی ننهاد، هر کس در پرتو احترام متقابل سزاور و محق است از امنیت و آزادی؛ فکر، وجدان و مذهب بهره‌مند شود. مانند تغییر مذهب یا عقیده و ایمان که شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. اگر اکراه و تنفری علیه آئین‌ها خصوصا مهرورزی نباشد.

حرمت ششم: الله انسان را بیان آموخت. هر انسانی در پرتو احترام متقابل حق آزادی بیان دارد و نباید از بیان محترمانه عقاید خود بیم و اضطرابی داشته باشد و در کسب اطلـاعات، افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملـاحظات مرزی، آزاد بوده، بتواند محترمانه مجامع و جمعیت‌های مسالمت‌آمیز تشکیل دهد بدون اینکه افراد را به شرکت در چنین مجامعی اجبار نماید، اگر:
1) بی‌احترام به حرمت و حیثیت دیگران صورت نگیرد و اخلال در حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت و  حرمت اخلاق عمومی جامعه نباشد.
2) هرگونه تبلیغی برای جنگ صورت نگیرد و هیچ ترغیبی به تنفر ملی، نژادی و مذهبی یا محرک تبعیض، مخاصمه و اعمال زور نباشد.

حرمت هفتم: الله حکومت عدلی که تمام امور را در روند صحیح نهد را با اقبال بشر به حجت منتظرش محقق می‌فرماید، تا آن اقبال تنها حاکمیت مردم سالاری محترم است که در آن:
1) هر کس از هر نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی، حزبی و غیره، خاستگاه اجتماعی، دارایی، تولد ... حق داشته باشد در اداره امور عمومی کشور خود، خواه مستقیماً و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب‌شده باشند با روندی مردم سالار شرکت جوید.
2) هر کس حق داشته باشد با تساوی شرایط، به مشاغل عمومی کشور خود نائل آید.
3) اساس و منشأ قدرت حاکمیت، اقبال مردمی باشد و این اقبال باید به‌وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی احترام، صداقت و به‌طور ادواری، صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رأی مخفی یا طریق‌های نظیر آن انجام گیرد که حرمت آزادی رأی را تأمین نماید.
4) هر کس به‌عنوان عضو اجتماع، حق امنیت اجتماعی داشته مجاز باشد به‌وسیله مساعی ملی و همکاری بین‌المللی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را که لـازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلـات و منابع هر کشور به‌دست آورد.
5) هر کس به‌تنهایی یا با شراکت دیگران حق مالکیت داشته باشد و احدی خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم نشود.
6) هر کس حق کار داشته باشد، کار خود را آزادانه انتخاب نماید، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری موردحمایت قرار گیرد و محق باشد بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی، اجرت مساوی دریافت نمایند.
7) هر کس که کار می‌کند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذی‌حق شود که زندگی او و خانواده‌اش را موافق شئون انسانی تأمین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید و برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه‌ها نیز شرکت کند.
8) هرکسی حق استراحت و فراغت و تفریح داشته باشد و به‌خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی‌های ادواری، با اخذ حقوق، ذی‌حق شود.
9) هرکس حق داشته باشد که سطح زندگی‌اش، سلـامتی و رفاه خود و خانواده‌اش را از حیث خوراک و مسکن و مراقبت‌های طبی و خدمات لـازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری، بیماری، نقص اعضا، بیوگی، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان، وسایل امرارمعاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.
10) مادران و کودکان حق داشته باشند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره‌مند شوند. کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند، حق داشته باشند از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
11) هر کس حق داشته باشد که از آموزش‌وپرورش بهره‌مند شود. آموزش‌وپرورش لـااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد. آموزش ابتدایی اجباری شود. آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل، به روی همه باز باشد تا همه، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره‌مند گردند.
12) آموزش‌ و پرورش باید به‌طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و بالندگی‌های بشری را تقویت کند. آموزش‌وپرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام عقاید مخالف و مهرورزی بین تمام بندگان و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت‌های ملل دنیا را درراه حفظ صلح، تسهیل نماید. به‌شرط اینکه پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش‌وپرورش فرزندان خود و تعلیمات دینی آنان نسبت به دیگران اولویت داشته باشند.
13) هر کس حق داشته باشد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند، از فنون و هنرها متمتع گردد، در پیشرفت علمی و فواید آن سهیم باشد و از حمایت منافع معنوی و مادی آثار علمی، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 25 مرداد 1393 توسط محمد علی رضایی