خدا می‌تونه سنگی رو خلق کنه، كه ازبلند كردنش عاجز باشه؟!
شما می تونی یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنی، که به هر نفر یه پرتقال برسه؟!

http://baseirat.persiangig.com/index.jpeghttp://baseirat.persiangig.com/IMG_0728.jpg    
 هردو کار غیر ممکنه ،قدرت همیشه به امور ممكن تعلق می‌گیره. چیزی كه ذاتاً محاله، قابل تعلق قدرت نیست.یعنی مركز اعمال قدرت، امور ممكنه.محال ذاتی به كلی از دائره اعمال قدرت بیرونه،پس چنین اموری اصلاً مقدور نیستند تا در حیطه قدرت داخل بشند. چون لازمه ایجاد یك چیز، محدود بودنشه و لازمه محدود بودن اینكه در برابر قدرت نامحدود قابل حركته .

این قبیل سوالات پس از تجزیه و تحلیل به این پرسش برمی‌گرده، كه آیا خداوند می تونه به موجودی ممكن و محدودی هستی بده، در حالی كه اون موجود هم نامحدود و هستیش از خودش باشه؟ بدیهیه این سؤال نادرسته و یک عبارت متناقضه، چون همون طور که نمی تونیم یک پرتقال رو بین چهل نفرطوری تقسیم کنیم، که به هر نفر یه پرتقال کامل برسه یعنی یک پرتقال داریم، مفهومش اینكه چهل عدد نیست اما وقتی می گیم،یک رو بین چهل نفر تقسیم كنیم كه نصیب هر كدام یك پرتقال بشه، معنیش اینكه تعداد ،اونا چهل عدده، نتیجه این می شه كه پرتقال در عین این كه یک عدده، چهل عدد باشه و هیچ انسان عاقلی چنین حرفی نمی زنه.

پس هر سنگی كه خداخلق کنه، ممكن الوجوده و قابل حركت دادن نه واجب والوجود. چون وقتی خدا، چیزی را به وجود بیاره، به تمام اوضاع مخلولش قدرت داره.فرض آفریدن سنگ از طرف خدا به این معنا است كه خداوند بر همه احوال سنگ از جمله بلند كردنش قادره،این فرض با فرض نتوانستن، متناقضه.وقتی چیزی رو خدا بیافرینه، محدوده و محدود بودن اون، یعنی نامحدود می تونه دراون هر كاری بكنه.فرض بلند نكردن سنگ با فرض انجام هر كاری، متناقضه برای مطالعه بیشترمراجعه به.
خدا را چگونه بشناسیم، ناصر مكارم شیرازی، ص 99-92، و پیام قرآن ، ج 4، ص 178-185.





برچسب ها: قدرت، مطلق، الهی، چهل، عدد، انسان، عاقل، حرف،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی
مفصلا گفتیم، خداشناسی سوال اساسی بشره و جوابش یعنی توحید،عملا انسان رو از پوچی گرایی خلاص و به آرامش روحی می رسونه ، از ثمرات دیگرش احساس مسئولیت ، بروزعواطف انسانی (آلوین تافلر، موج سوم، ص  9با تلخیص) ، ظلم ستیزی، طاغوت شكنی ، عدم چاپلوسی ، عزت نفس ، عدم ذلت در برابر صاحبان زر و زور و تزویر، و غیر این‌ها ، كه همگی نشانه كمال و وارستگی انسانه ، که از فواید و نتایج خدا شناسیه. عقل حكم می‌كنه برای رسیدن به مقام "انسانیت"؛ باید خدا رو شناخت.

علاوه بر ابعاد عملی مذکور، عامل عقلانی هم انسان رو وادار به خداسناسی می کنه، انسان دنبال یافتن علت پدیده هاست و شناخت علت پدید آورنده این جهان(با همه نظم وشکوهش)در راس همه عللیه است گه انسان جستجو می کنه.همه اندیشوران ومتکلمان اتفاق نظر دارند که ما در برابراین قدرت مطلقی که همه هستی از اون سر چشمه می گیره دوتا وظیفه اساسی داریم.(منطق خداشناسی، آیت الله حسین نوری ،ص10-11با تلخیص)

 اول :احتمال خیلی جدی وجود داره که ،ضرر و عذاب بسیار بزرگی با نافرمانی از این قدرت مطلق دامن گیر ما بشه، اینکه آدم عاقل در مورد دعوت پیامبرا با دقت جستجو می کنه که اگه عذاب و کیفر متوجهش باشه با شناخت صفات و اوصاف الهی و رهنمایی انبیا خودش رو از گرفتاری ابدی خلاص کنه.

ادامه مطلب



برچسب ها: ضرورت، خداشناسی، نظری، توحید، عملا، روح، مجرد، مادی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی
افرادی كه خدا را نمی‌شناسن وجهان بینی مادی دارن، فکر می کنن هستی پوچ، بی معنی و فاقد هدفه،اینه که می ‌گن، انسان و زندگی  اون و همه اعمالش فاقد مفهوم و بی‌معنی و  بی ‌هدفه.

لزوم شناخت خدا از بُعد عملی  برای شناخت راه صحیح زندگی ضروریه، چون بشریت سه تا  سوال اساسی داره، از کجا آمده، کجا می ره  ،وچه باید بکنه ،جواب این سوالات که همون (توحید ،معاد و نبوته)تمامی زندگی انسان رو  تحت تأثیر قرار می ‌ده و راه مشخصی رو پیش پای او می ذاره.که آثار فردی و اجتماعیش از این قراره.

اول ،رهایی از احساس پوچی و پوچی گرایی : انسانهای معتقد به خدا ، چون خداوند رو "حكیم"می دونن، نه تنها زندگی را هدفمند و آفرینش رو برای رسیدن به هدفی مشخص می دونن، بلكه معتقدند آفرینش همه چیز در ارتباط با نظام هستی هدفمنه.كسانی كه به دلیل فقدان شناخت خدا، از او دورافتادن، به جای اینكه "هدف زندگی" را كشف کرده و فلسفه حیات رو پیدا کنن،به ناچار هدفی برای زندگی توجیه می کنند، معلومه یه همچین هدفی نمی‌تونه واقعی باشه وبه پوچی می رسه.

دوم، آرامش روحی:كسی كه خدا را به عنوان مبدأ هستی نمی‌شناسه، معاد رو هم باور نداره. نتیجه طبیعیش اینكه از یه طرف دل شوره داشته هاشو داره؛ از طرف دیگه، تو حسرت نداشته ها می سوزه.خوب معلومه ته چیزی که این بابا می بینه دنیاست دنیا هم که تموم میشه خودش هم که گور به گور،اینکه می گن "هیچ شرنگی تلخ‌تر از تفكر مادی و خدا ناباوری در كام انسان ریخته نشده است".یعنی یه زندگی بی معنا،آینده مبهم وتاریک نتیجه اش ترس و وحشت، آخرش هم خود کشی.

ادامه مطلب



برچسب ها: هیچ، شرنگی، تلخ‌، تفكر، مادی، خدا، ناباوری، كام، انسان، ریخته،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی
نمازه، که ابدیت بشر بسته به اونه و عالی ترین دعاست.
یاد آیت الله بهجت بخیر این مرد بزرگ راه آسمانی شدن رو با نماز های ملکوتیش پیمود،هر بار یاد قنوت های بهجت بزرگ می افتم که چطور با تضرع برای همه دعا می کرد اشک تو چشمم حلقه می زنه.

پیامبر(ص) فرمود: "نماز نور چشم من است.(بحارالانوار، ج 73، ص 141)؛ "نخستین چیزی كه در روز قیامت از عمل بنده نظر می‏شود نماز است كه اگر پذیرفته شود در سایر اعمال وی نظر خواهد شد و اگر پذیرفته نگردد در هیچ عمل دیگری نظر و توجه نشود(آثار الصادقین، ج 1، ص 14، حدیث دوم).

 عبودیت و پرستش مهمترین نیاز بشریته، که تنها از راه نماز پایدار می مونه.
 هشام بن حكم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی كه هم وقت می‌گیرد و هم انسان را به زحمت می‌اندازد؟ امام فرمود: "پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و  آیین آن‌ها از میان رفت. خداوند اراده فرمود كه اسلام و  آیین پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از طریق نماز امكان پذیر است"،(غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگوی پرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10).

سبک شمردن نماز آثار ترس ناکی داره که وجود آدم رو به لرزه می اندازه ، در این مجال فقط به بخشی از آثار مثبت نماز اکتفا می کنم.



ادامه مطلب



برچسب ها: موثرترین، مقدرات، عالم، عبودیت، پرستش، مهمترین، نیاز، بشر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی
با عنایت به آیات و روایات گفتیم:


اما دعا دارای مرزها وشرایط مشخصیه كه عبارتند از:
 
1ـ هماهنگی با سنت های الهی: منظور حكمت خداست. خدا حكمتش رو با دعا نقض نمی كنه.
امیرالمؤمنین(ع) میفر مایند:
"در دعا گفتم، خدایا، مرا به هیچ یك از بندگانت نیازمند مساز! پیامبر(ص) فرمود: ای علی، چنین مگو، زیرا هیچ كس نیست كه نیازمند مردم نباشد. بگو: خداوندا، مرا به بندگان بدت نیازمند مساز".(بحارالانوار، ج 93، ص 325)ویا اینکه کسی دعا کنه اصلا نمیره یا هیچ مشکلی براش پیش نیاد دعاش مستجاب نمی شه چون این دنیا دار تزاحمه و به هر كسی به اندازه سعی و تلاشش داده می شه و هر چیزی علتی داره.پس دعا جای عمل رو نمی گیره بنا براین ،بیمار برای سلامتی خود باید از دارو استفاده كنه و محصل برای موفقیت در درس باید درس بخونه.

2ـ مشروعیت:دعا نباید خواسته ای غیر مشروع باشه،مثلا كسی دعای قطع رحم كنه, دعایش مستجاب نمی شه  چون قطع رحم گناه کبیره اس.

3ـ برخورداری از اصل مصلحت:ماها ، باطن همه چیز رو نمی دونیم چه بسا خیلی چیزها رو خوب می دونیم، ولی در واقع بده یا بر عكس. اگر مصلحت دعا كننده عدم اجابت باشد، دعا مستجاب نمی شه و اگر مصلحت در تأخیر باشه، به تأخیر می افته. امام علی(ع) می فرماید: "بسا ممكن است خدا اجابت دعا را به تأخیر اندازد تا پاداش فزون تری بهره درخواست كننده شود و عطای شخص امیدوار كامل تر گردد و چه بسا ممكن است به جای آن خیر در دنیا یا آخرت به تو ببخشند".(نهج البلاغه، نامة 31)

ادامه مطلب



برچسب ها: دعا، مستجاب، خداوند، همیشه، خیر، بندگان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 توسط محمد علی رضایی

اگه نوشته باشم ، هر چه دعا کنیُُُ

امام صادق(ع) می فرماید:
"دعا، قضاء الهی را بر می‌گرداند،اگر چه قضاء الهی محكم شده باشد، از این رو زیاد دعا كن كه آن كلید هر رحمت و بر آوردن هر حاجت است". (اصول كافی، ج 4، ص 216)

بازامام صادق(ع) می فرماید:
خدا را بخوان و دعا كن و مگو كار گذشته است". (اصول كافی، ج 4، ص 213)

از امام كاظم (ع) نقل شده كه فرمود:
" بر شما  باد به دعا كردن زیرا ، دعا و  درخواست از خدا  بلائی را كه از مرحله‌ قدر و قضا گذشته و جز امضاء آن نمانده بر می گرداند".(یعنی تمامی اسباب آن فراهم شده ولی هنور در خارج وجود پیدا نكرده ، ترجمه المیزان، ج 2، ص 55)

از رسول اكرم(ص) سؤال شد كه: آیا دوا و دعا جهت استشفا به كار گرفته می‏شود و این امور می‏توانند سرنوشت بیمار را تغییر دهند و جلوی قدر الهی را بگیرند؟ حضرت فرمود: دعا و دوا می‏توانند سرنوشت بیمار را تغییر دهند. این‏ها جلوی قدر الهی را نمی‏گیرند، بلكه خود این‏ها نیز از قدر الهی هستند(اقتباس و نقل به مضمون از مجموعه َآثار، ج 1، ص 395)، یعنی خداوند مقرر نموده است كه عوامل مادی و معنوی (چون دعا، صدقه و انفاق، خدمت به خلق خدا) در سرنوشت انسان تأثیر گذارند.

ادامه مطلب



برچسب ها: خدایا، تقدیر، نوشت، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین 1391 توسط محمد علی رضایی

چون خدا به آنچه درون سینه‌هاست،داناست(1)،ولذا  می تواند شرایط ظاهری را طوری فراهم کند که فرد با  انگیزه و اختیار درونی خودش اقدام به تحقق قضای الهی کنه.کما اینکه قرآن در مورد جنگ بدر می فرماید:آنها را به چشم شما کم نشان می‌داد؛ و شما را (نیز) به چشم آنها کم می‌نمود؛ تا خداوند، کاری را که می‌بایست انجام گیرد، صورت بخشد(2).

مثال دیگر داستان عزرائیل در مجلس سلیمان(ع)است.وقتی تاجری از سلیمان(ع)می پرسد، این فرد کیست که مرتب به من نگاه می کند جواب می شنود که او عزرائیل است، تاجر از سلیمان(ع)خواست او را به وسیله باد به هندوستان بفرستد، به خاطر ترس از مرگ، که حضرت او را به هندوستان می فرستد،وعزرائیل را می خواهد که چرا با نگاه غضب آلود باعث ترس وی شده، در حالی که وظیفه اش گرفتن جان است نه ترساندن، عزرائیل می فرمایند:نگاهش از روی تعجب بوده نه غضب چون مقدر الهی است که تا لحظاتی دیگر جان آن فرد را باید در هندوستان بستاند در حالی که وی در اینجاست، حضرت سلیمان جواب می فرمایند که مقدمات حکم الهی به خواسته خودش انجام شده شما هم برای گرفتن جانش به هندوستان برو(3).

ویا زمانی که ابن زیاد سعی داشت اخبار غیبی علی (ع)را دروغ نشان دهد،به میثم تمار گفت تورا به شکلی می کشم که حرف مولایت دروغ از آب در آید ولی در نهایت خودش باعث تحقق خبر غیبی مولا شد چون غافل از این بود که،خداوند می تواند شرایطی طوری را مهیا کند تا وی با تجزیه تحلیل خودش اقدام به تحقق مقدرات الهی کند(4).

و نیز وقتی مولا خبر شهادتش به وسیله ابن ملجم را داد ،ابن ملجم انکار کرده و اذعان نمود که هر گز این کار را نخواهد کرد اما شرایطی را که قطام برایش رقم زد باعث شد ابن ملجم با اختیار خودش فرق مولا را بشکافد(5).


مفصلا گفتیم:این اخبار غیبی برای متذکر شدن افراد بوده ،ولی صد حیف که متذکر نشده وتقوا پیشه نکردند.

ادامه مطلب



برچسب ها: اراده الهی، اختیار، مقدرات، همیشه، داستان، عزرائیل، مجلس، سلیمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط محمد علی رضایی
چگونه امکان دارد که دشمن خدابخلاف  میلش ولی با اختیار خود به نفع، مومنین  کاری انجام دهد؟!

این مطلب عملا ممکن شده چون  خداوند به آنچه درون سینه‌هاست،  داناست (1).

ولذا می تواند شرایط ظاهری را طوری فراهم نماید که فرد با انگیزه و اختیار درونی خود اقدام به تحقق قضای الهی بنماید.کما اینکه قرآن می فرماید:آنها را به چشم شما کم نشان می‌داد؛ و شما را (نیز) به چشم آنها کم می‌نمود؛ تا خداوند، کاری را که می‌بایست انجام گیرد، صورت بخشد(2)این دو موضوع اثر عمیقى در پیروزى مسلمانان داشت ، زیرا از یک سو عدد دشمن در نظر آنها کم جلوه مى کرد، تا از اقدام به جنگ ترس واهمه اى به خود راه ندهند، و از سوى دیگر نفرات مسلمانان در نظر دشمن کم جلوه مى نمود تا از اقدام به جنگى که سرانجامش شکست آنها بود منصرف نشوند، به علاوه نیروى زیادترى در این راه کسب نکنند و بر آمادگى جنگى خود بر گمان اینکه ارتش اسلام اهمیتى ندارد نیفزایند.به اندازه اى که از ابوجهل نقل شده که مى گفت (انما اصحاب محمد اکلة جزور)! (یاران محمد فقط به اندازه یک خوراک شترند)، کنایه از کمى فوق العاده آنها و یا اشاره به این بود که از یک صبح تا به شام کار آنها را یک سره خواهند کرد(3).


ماجرا مربوط به جنگ بدر می شود که مسلمین برای به دست آوردن اموال غارت شده خودشان در پی کاروان تجاری ابوسفیان بودند که یک نیروی هزار نفری از مشرکین به کمک ابوسفیان می آید ولی ابوسفیان حاضر به جنگ نبود  ومی گفت:شرافت من بر پشت شترانم است و از محلکه فرار کرد ،با این کارهر دو گروه انگیزه خود را برای درگیری از دست دادند(مسلمین با توجه به کمی عده ، و مشرکین با توجه به خیانت وفرار ابوسفیان)ولیکن خدا شرایط را به دو گروه طوری نشان داد که اقادم به جنگ نمودند و در نهایت با عزت مسلمین تمام شد.

ادامه مطلب



برچسب ها: میل، اختیار، نفع، مومنین، انجام، جنگ، بدر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط محمد علی رضایی
مفصلا گفتیم:انجام کارها و حصول پدیده ها  بسته به علل وعوامل زیادی است، که اراده طولی انسان یک علت در کنار دیگر علل متکی به مشیت الهی می باشد.

لذاست که قرآن می فرماید:"هرگز نگو من فلان كار را فردا انجام می دهم مگر این كه خدا بخواهد"(1)یعنی در مورد اخبار آینده و تصمیم بر انجام كارها حتماً جمله انشاءالله را اضافه كن و انجام كار را موكول به خواسته خدا كن،چون تو هرگز مستقل در تصمیم گیری نیستی و اگر خدا نخواهد هیچ كس توانایی بر هیچ كار را ندارد.

ثانیاً، خبر دادن قطعی برای انسان كه قدرتش محدود است و احتمال ظهور موانع مختلف می رود صحیح و منطقی نیست و چه بسا دروغ از آب در بیآید،(2)کما اینکه در شأن نزول این آیه آمده پیامبراظهار نظر درباره اصحاب كهف را به فردا موكول كرد، ولی انشاءالله نگفت به همین جهت تا چهل شبانه روز وحی از او قطع شد تا آنجا كه رسول خدا(ص) غمگین شد و یارانش كه به وی ایمان آورده بودند به شك افتادند و قریش شادمان شده و پیامبر را مسخره كردند. پس از چهل شبانه روز سوره كهف و جریان اصحاب كهف بر پیامبر نازل شد و پیامبر علّت تأخیر وحی را از جبرئیل سؤال كرد. جبرئیل همین آیات را بر پیامبر خواند(3) بدیهی است اگر خدا نخواهد كاری صورت بگیرد آن كار انجام نمی شود.

سـپـس در تـعـقـیـب این جمله ، قرآن مى گوید هنگامى که یاد خدا را فراموش کردى بعد که متوجه شدى پروردگارت را بخاطر بیاور،اشـاره به اینکه اگر بخاطر فراموشى جمله انشاء الله را به سخنانى که از آینده خبر مـى دهـى نـیـفـزائى هـر مـوقـع بـیـادت آمد فورا جبران کن و بگو انشاء الله ، که این کار گذشته را جبران خواهد کرد.و بـگـو امـیـدوارم کـه پـروردگـارم مـرا بـه راهـى روشـنـتـر از ایـن هـدایـت کـنـد (4).

ادامه مطلب



برچسب ها: انشاءالله، اراده طولی، انسان، متکی، مشیت الهی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط محمد علی رضایی
گفتیم،اخبار غیبی در غالب وعد و وعید برای حفظ روحیه خوف و رجا است ومنافی اختیار انسان نیست.

مثلا،وعده بهشتی که به عمار یاسر داده شد (1) باعث ایجاد روحیه ایمان و مجاهدت مضاعف وی در راه ولایت اهل بیت گردید و بر عکس وعیدی که به قاتلان عمار داده شد با ایجاد روحیه خوف در یاران معاویه شد (2).

کما اینکه اخبار غیبی شهادت میثم تمار نیز باعث ایجاد ایمان مضاعف و امید میثم و مومنین شد (3) از طرفی هم این اخبار حامل وعید هایی برای ابن زیاد و قاتلان میثم تمار بود که به شدت ایجاد روحیه خوف و ترس می کرد (4).

با توجه به وعید های مذکور در اخبار غیبی کاملا مشخص است که این اخبار برای اصلاح وتربیت افراد می باشد کما اینکه افرادی ازاین وعیدها پند گرفه واصلاح شدند .یکی از این وعید ها مربوط می شود به مختار ثقفی است.(5) باعث شد مختار که از مسیر ولایت به دور افتاده بود و هد فش تنها پیروزی و انتقام بود،(6) قیامش را در راستای حمایت از اهل بیت قرار دهد در نتیجه از سوی معصومین نیز مورد قبول واقع شد (7) در انتها اخبار غیبی مربوط به پارس کردن سگ های حواب را می توان نام برد که نقش بسزایی در متذکر شدن عایشه داشت.

 با دقت در این اخبار غیبی متوجه اثر تربیتی آنها می شویم بخصوص در وعید که نوعی هشدار و تهدید به حساب می یاد،که تحقّق وعیدها بر اساس استحقاق بندگانه،و یکی از راه ها برای هشیار کردن انسانها  استفاده از وعیدهاست که این اخبار غیبی به هیچ وجه  منافی اختیار انسان نیست.


ادامه مطلب



برچسب ها: اخبار غیبی، وعد، وعید، حفظ، روحیه، خوف، رجا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 27 اسفند 1390 توسط محمد علی رضایی
نه هرگز، اخبار غیبی در مورد سرنوشت افراد و جوامع دو نوعند (وعد و وعید)با اثر تربیتی مشخص.

وعد:یعنی مژده و بشارت برای مومنین؛ که خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کنه (1) وعد اثر سازنده و امید بخش داره، وعده الهی از راه تفضّل و لطف خدا به بندگانشه نه استحقاق اونا، چون مؤمن هر چقدر اعمال صالحه و ایمانش كاملتر باشه، باز نمی تونه شكر الهى رو اداء کنه تا مستحق دریافت وعدها بشه در ضمن خُلف وعده  محاله، چون قبیح و مستلزم وقوع کذب از طرف خداست(2).

وعید:یعنی وعده شر،عذاب و شکست که تهدید خدا برای مجرمانه ، ولی وعید از راه استحقاق گناه کارانه، و خداوند زائد بر استحقاق، کسی رو عذاب نمی ‏كنه، اثر وعید  بازدارنده و اصلاح گر ،اما خُلف وعید در مواردی، نه تنها قبیح نیست بلکه حُسن هم داره چون این کار نوعی اظهار کرمشه (3) چه بسا که خدا عفو و گذشت كنه.(4)

در قرآن  و کلام معصومین برای حفظ روحیّه خوف و رجا به تناسب وعده های نیک به مؤمنان دادن، وبه انذار و وعید انسانها پرداختن تا اونا رو از سرپیچی دستورات خدا بر حذر کنن تا از این راه، بقاء حیات نوع بشر تداوم پیدا کنه و به مسیر کمال رهنمون بشن.

وقتی ازامکان محقق نشدن علائم ظهور، سوال می شه . امام صادق می فر مایند : ظهورامام زمان، بدون این علائم نیز امکان پذیراست . اما وقتی راوی می پرسد: پس امکان دارد که امام زمان هم ظهور نکند . معصوم علیه السلام می فرمایند: نه امکان ندارد ظهور منجی بشارت و وعده خداست و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ اما علائم ظهور وعید هستند (5). یعنی این علائم وعده شر برای مردم غافل از امام زمان خود هستند که ممکن است خداوند به کرم خود گذشت کند.


ادامه مطلب



برچسب ها: اخبار غیبی، سرنوشت، محتوم، عدم، اختیار، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1390 توسط محمد علی رضایی
در مورد سرنوشت، دو تفسیر وجود داره:
تفسیراول می گه: سرنوشت هر كس از ابتدا، بدون  اطلاع و حضور او، از طرف خداوند تعیین شده و  بنابراین هر كس با سرنوشت معیّنی از مادر متولد  می شه كه قابل دگرگونی نیست (هر انسانی نصیب  و قسمتی دارد كه ناچار باید به آن برسد. چه بخواهد و چه نخواهد،‌و كوشش ها برای تغییر سرنوشت بیهوده است.بنابراین تفسیر،‌ بدیهی است كه انسان موجودی مجبور و بی اختیار است.
ولی بررسی منابع اسلامی نشون می ده این تفسیر مورد تأیید اسلام نیست و قبول و پذیرش اون، تمام مفاهیم مسلّم اسلامی از قبیل:‌ تكلیف، جهاد، سعی و كوشش و استقامت و غیره را به هم می ریزه.
استاد مطهری می فرمایند: "اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهی،‌ انكار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نیرو و اراده و اختیار بشر است، چنین قضا و قدر و سرنوشتی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد".(1)
علاوه بر این قرآن و وجدان ما می گه: سرنوشت ما دست خود ماست(2)گفتیم: معنای قضا و قدر،‌ به رسمیت شناختن قانون علیّته،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر، اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه میگن قضا الهی ،واراده انسان یکی از علل بوجود آمدن پدیده هاست(3)
امیرالمؤمنین(ع)هم بر اساس قانون علیّت فرمود: از قضای الهی به قدر او پناه می برم(4).
به نظرتون درسته:كسی جای بلند بره كه خودشو با سر روی زمین سنگ فرش بندازه و بگه:

اگر سرنوشتم باشه بمیرم می میرم ولو خودمو از بام نیفكنم و اگه مقدره بمونم می مونم؟! (5).

ادامه مطلب



برچسب ها: سرنوشت، خودم، بام، مقدر، ماندن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 13 اسفند 1390 توسط محمد علی رضایی
در مورد چرایی حد وسط بین جبر و تفویض با ید گفت:
جبر با حکمت رشد و تعالی بشر سازگار نیست در فلسفه خلقت انسان مفصلا نبوغ علمی ومعنوی انسانهارابیان داشتیم و گفتیم که یکی از زیباترین مظاهر خلقت وجود انسانهای والایی است که در شرایط سخت و دوراهی ها با اختیار وآزادی راه رشد و تعالی را با کسب علم و معنویت انتخاب می کنند حال رشد و تعالی اجباری فضیلتی به حساب نمی آید و در فلسفه آفرینش گفتیم نظام احسن خلقت بدون اشرف مخلوقات کامل ترین شکل وصورت را نمی توانست داشته باشه واختیار هم لازمه اشرف مخلوقات بودن می باشد.
از جهت دیگرسپردن امور به بندگان با حکمت خدا سازگاری ندارد اول به جهت طغیان گری های آدمی به مصلحت خود انسان نیست (1)دوم با عزت خدا نیز سازگاری ندارد کما اینکه شخصی از حضرت رضا(ع) سؤال می‏كند آیا خداوند همه امور را به دست بندگان سپرده است؟ حضرت می‏فرماید: خداوند عزیزتر از آن است (یعنی این امر با عزت خداوند سازگاری ندارد)(2).
  ولذاست که أمرٌ بین الأمرین به جا ترین حالت در قضا وقدر الهی است واثرات تربیتی أمرٌ بین الأمرین انکار ناپذیر است ،مثلا در تربیت و پرورش کودکان اجازه رشد و خلاقیت آزادانه به آنها داده می شود ولیکن همه امور به آنها واگذار نمی شود چون آزادی عمل صدردصد با عث آسیب خود کودکان می شود .مربی نیز نیز نقش اثرگذار تربیتی خود را از دست می دهد لذاست نه جبر است ونه تفویض بلکه حد وسط است و گفتیم أمرٌ بین الأمرین با توجه به قانون علیت به اجرا در می آید.


ادامه مطلب



برچسب ها: جبر، تفویض، رشد، تعالی، خلقت، قضا، قدر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 6 اسفند 1390 توسط محمد علی رضایی
ما وجدانا می دونیم مختاریم، نه مجبور(1).

هیچ تردیدی هم نداریم كه همه رخدادها در جهان خلقت به  مشیت و اراده الهی صورت می ‏گیره و هیچ امری خارج از  دایره قدرت الهی نیست(2).

این نه جبره،نه تفویض،حد وسط این دو تاست(3).

 أمرٌ بین الأمرین اینکه،ما می دونیم مشیت و اراده الهی بصورت نظام اسباب وعلل و بر اساس قانون علیّت محقق می شه یعنی هر پدیده و حادثه با حاصل شدن علت های مربوط به خودش پدیدار می شه(4)قضا و قدرالهی هم جدای ازقانون علیّت نیست(5).

مثلا به وجود آمدن یه پدیده صد ها علت لازم داره،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر(اندازه گیری،محاسبه و سنجش الهی)حالا اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه(صد ها علت یه جا)این میشه قضا الهی(یعنی قطع و حتمیت حکم الهی)علل موثر در عالم هم دو جورند(6)علت با اراده(مثل جن و انس)علت بی اراده(مثل خورشید، آب، آتش...).

اصل مطلب اینکه اختیار طولی انسان(7)تنها یکی از علل لازمه برای به وجود آمدن وقایع و پدیده هاست پس طبیعیه که همه خواسته های انسان محقق نشه چون الباقی علل بسته به علم ،حکمت واراده خداست.

مثلا در داستان  سوزاندن حضرت ابراهیم،همه مشرکین هیزم جمع کردند آتش بزرگی مهیا ،منجنیق آماده، آب وهوا خوب و...همه علل آماده اما اراده مشرکین محقق نشد، چون خداوند به یکی از علل دستور داد«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»(8)اراده و حکمت خدا بر این بود حضرت ابراهیم سالم بمونه تاپیام توحید رو به مردم برسونه.مثال دیگه خنجری که تو عید قربان به اذن خدا نبرید، چون حکمت خدا این بود  انبیا و اولیا ازنسل  حضرت اسماعیل به جامعه بشری خدمت کنند. خدا جهان و مخلوقاتش رو به حال خودشون رها نکرده بلکه همیشه اراده خداست که محقق می شه و هیچ وقت بی حکمت نیست.

ادامه مطلب



برچسب ها: اختیار، جبر، علم، قدرت، الهی، وقایع، قضا، قدر، محقق، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://www.testq.com/nfs/testq/photos/0024/1273/lucifer12.jpg
محسن:خدا چرا شیطان رو خلق كرد و چرا به او مهلت داد تا مردم رو گمراه كنه؟

   اولاً: تو فلسفه خلفت گفتیم "خلقت خدا کامل و بی نقصه" ابلیس هم ازاول، خلقت پاك و بی عیبی داشته، به همین دلیل، سالهای زیادی در صف مقربان درگاه خدا و فرشتگان بزرگ بود.اما با سوء استفاده از آزادی، بنای طغیان و سركشی گذاشت و  لقب شیطان گرفت.یعنی خدا از ابتدا موجود شریر خلق نکرد.
   ثانیاً:تو "فلسفه امتحان گفتیم "وجود شیطان برای حق پویان زیان بخش نیست، بلكه رمز تكامله، چون یك دشمن قوی، زمینه پرورش و اقتدار انسان رو فراهم می کنه.
   قرآن كریم گفته:ما شیطان را آفریدیم و برای او تسلطی بر مؤمنان قرار ندادیم، بلكه او را وسیله قرار دادیم تا مردم به وسیله او امتحان شوند و مومنان به آخرت از آن‌ها كه در شك هستند مشخص گردند".("و ما كان له علیهم من سلطانٍ إلا لنعلم من یؤمن بالاخره؛" سبا آیه 21)
   کما اینکه علامه طباطبایی فرموده: اگر شیطانی نبود، نظام عالَم انسانی هم نبود و وجود شیطانی كه انسان را به شر و معصیت دعوت كند، از اركان نظام عالم بشریت است و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله كناره و لبه جاده است و معلوم است كه تا دوطرف برای جاده نباشد، متن جاده فرض نمی شود".(المیزان،  ج8، ص 50)
  اماچرا خدا به شیطان مهلت داده:
   اوّلاً:که گفتیم ادامه حیات شیطان در راستای پرورش و تكامل انسان از طریق مواجهه شدن با مشكلات و قرار گرفتن در میدان تضاد صورت گرفته.می دونی كه جن وانس مختارند موجود مختار همواره باید بر سر دو راهی و میان دو دعوت قرار بگیره تا كمال و فعلیت خودش رو كه منحصراً از راه اختیار به دست می یاد، تحصیل كنه.
  ثانیاً: شیطان طبق كلام امیرالمؤمنین شش هزار سال مشغول عبادت خدا بود.(نهج البلاغه، خطبه 234)در برابر عباداتش تقاضای عمر طولانی در این دنیا رو داشت و طبق قانون عدالت پروردگار این تقاضا پذیرفته شد.
  ثالثاً: گمراه كردن شیطان و تسلطش به بشر محدود به اینكه خود بشر بخواهد تابع اون باشه، یعنی شیطان به شكل یك قدرت قاهره نمی تونه به انسان مسلط بشه. قرآن مجید از زبان شیطان در قیامت نقل می‌كنه: "من در دنیا الزامی نداشتم، بلكه فقط دعوت می كردم و شما اجابت می كردید. پس مرا ملامت نكنید، بلكه خودتان را سرزنش نمایید".

("وَقَالَ الشَّیطَانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِی عَلَیكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِی إِنِّی كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ " ابراهیم آیه 22) 




برچسب ها: خدا، شیطان، خلق، مهلت، مردم، گمراه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
  • تعداد کل صفحات : 6  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6