در مورد سرنوشت، دو تفسیر وجود داره: تفسیراول
می گه: سرنوشت هر كس از ابتدا، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند
تعیین شده و بنابراین هر كس با سرنوشت معیّنی از مادر متولد می شه كه
قابل دگرگونی نیست (هر انسانی نصیب و قسمتی دارد كه ناچار باید به آن
برسد. چه بخواهد و چه نخواهد،و كوشش ها برای تغییر سرنوشت بیهوده
است.بنابراین تفسیر، بدیهی است كه انسان موجودی مجبور و بی اختیار است.ولی بررسی منابع اسلامی نشون می ده این تفسیر مورد تأیید اسلام نیست و قبول و پذیرش اون، تمام مفاهیم مسلّم اسلامی از قبیل: تكلیف، جهاد، سعی و كوشش و استقامت و غیره را به هم می ریزه. استاد
مطهری می فرمایند: "اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهی، انكار اسباب و
مسببات و از آن جمله قوه و نیرو و اراده و اختیار بشر است، چنین قضا و قدر
و سرنوشتی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد".(1)علاوه بر این قرآن و وجدان ما می گه: سرنوشت ما دست خود ماست(2)گفتیم: معنای قضا و قدر،
به رسمیت شناختن قانون علیّته،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر، اگه همه
علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه میگن قضا الهی ،واراده انسان یکی از علل
بوجود آمدن پدیده هاست(3) امیرالمؤمنین(ع)هم بر اساس قانون علیّت فرمود: از قضای الهی به قدر او پناه می برم(4).
به نظرتون درسته:كسی جای بلند بره كه خودشو با سر روی زمین سنگ فرش بندازه و بگه:
اگر سرنوشتم باشه بمیرم می میرم ولو خودمو از بام نیفكنم و اگه مقدره بمونم می مونم؟! (5).