تبلیغات
بصیرت
ما وجدانا می دونیم مختاریم، نه مجبور(1).

هیچ تردیدی هم نداریم كه همه رخدادها در جهان خلقت به  مشیت و اراده الهی صورت می ‏گیره و هیچ امری خارج از  دایره قدرت الهی نیست(2).

این نه جبره،نه تفویض،حد وسط این دو تاست(3).

 أمرٌ بین الأمرین اینکه،ما می دونیم مشیت و اراده الهی بصورت نظام اسباب وعلل و بر اساس قانون علیّت محقق می شه یعنی هر پدیده و حادثه با حاصل شدن علت های مربوط به خودش پدیدار می شه(4)قضا و قدرالهی هم جدای ازقانون علیّت نیست(5).

مثلا به وجود آمدن یه پدیده صد ها علت لازم داره،حدّ و حدود این علل رو میگن قدر(اندازه گیری،محاسبه و سنجش الهی)حالا اگه همه علل لازمه یک پدیده با هم حاصل بشه(صد ها علت یه جا)این میشه قضا الهی(یعنی قطع و حتمیت حکم الهی)علل موثر در عالم هم دو جورند(6)علت با اراده(مثل جن و انس)علت بی اراده(مثل خورشید، آب، آتش...).

اصل مطلب اینکه اختیار طولی انسان(7)تنها یکی از علل لازمه برای به وجود آمدن وقایع و پدیده هاست پس طبیعیه که همه خواسته های انسان محقق نشه چون الباقی علل بسته به علم ،حکمت واراده خداست.

مثلا در داستان  سوزاندن حضرت ابراهیم،همه مشرکین هیزم جمع کردند آتش بزرگی مهیا ،منجنیق آماده، آب وهوا خوب و...همه علل آماده اما اراده مشرکین محقق نشد، چون خداوند به یکی از علل دستور داد«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش!»(8)اراده و حکمت خدا بر این بود حضرت ابراهیم سالم بمونه تاپیام توحید رو به مردم برسونه.مثال دیگه خنجری که تو عید قربان به اذن خدا نبرید، چون حکمت خدا این بود  انبیا و اولیا ازنسل  حضرت اسماعیل به جامعه بشری خدمت کنند. خدا جهان و مخلوقاتش رو به حال خودشون رها نکرده بلکه همیشه اراده خداست که محقق می شه و هیچ وقت بی حکمت نیست.

ادامه مطلب



برچسب ها: اختیار، جبر، علم، قدرت، الهی، وقایع، قضا، قدر، محقق، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 29 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://www.testq.com/nfs/testq/photos/0024/1273/lucifer12.jpg
محسن:خدا چرا شیطان رو خلق كرد و چرا به او مهلت داد تا مردم رو گمراه كنه؟

   اولاً: تو فلسفه خلفت گفتیم "خلقت خدا کامل و بی نقصه" ابلیس هم ازاول، خلقت پاك و بی عیبی داشته، به همین دلیل، سالهای زیادی در صف مقربان درگاه خدا و فرشتگان بزرگ بود.اما با سوء استفاده از آزادی، بنای طغیان و سركشی گذاشت و  لقب شیطان گرفت.یعنی خدا از ابتدا موجود شریر خلق نکرد.
   ثانیاً:تو "فلسفه امتحان گفتیم "وجود شیطان برای حق پویان زیان بخش نیست، بلكه رمز تكامله، چون یك دشمن قوی، زمینه پرورش و اقتدار انسان رو فراهم می کنه.
   قرآن كریم گفته:ما شیطان را آفریدیم و برای او تسلطی بر مؤمنان قرار ندادیم، بلكه او را وسیله قرار دادیم تا مردم به وسیله او امتحان شوند و مومنان به آخرت از آن‌ها كه در شك هستند مشخص گردند".("و ما كان له علیهم من سلطانٍ إلا لنعلم من یؤمن بالاخره؛" سبا آیه 21)
   کما اینکه علامه طباطبایی فرموده: اگر شیطانی نبود، نظام عالَم انسانی هم نبود و وجود شیطانی كه انسان را به شر و معصیت دعوت كند، از اركان نظام عالم بشریت است و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله كناره و لبه جاده است و معلوم است كه تا دوطرف برای جاده نباشد، متن جاده فرض نمی شود".(المیزان،  ج8، ص 50)
  اماچرا خدا به شیطان مهلت داده:
   اوّلاً:که گفتیم ادامه حیات شیطان در راستای پرورش و تكامل انسان از طریق مواجهه شدن با مشكلات و قرار گرفتن در میدان تضاد صورت گرفته.می دونی كه جن وانس مختارند موجود مختار همواره باید بر سر دو راهی و میان دو دعوت قرار بگیره تا كمال و فعلیت خودش رو كه منحصراً از راه اختیار به دست می یاد، تحصیل كنه.
  ثانیاً: شیطان طبق كلام امیرالمؤمنین شش هزار سال مشغول عبادت خدا بود.(نهج البلاغه، خطبه 234)در برابر عباداتش تقاضای عمر طولانی در این دنیا رو داشت و طبق قانون عدالت پروردگار این تقاضا پذیرفته شد.
  ثالثاً: گمراه كردن شیطان و تسلطش به بشر محدود به اینكه خود بشر بخواهد تابع اون باشه، یعنی شیطان به شكل یك قدرت قاهره نمی تونه به انسان مسلط بشه. قرآن مجید از زبان شیطان در قیامت نقل می‌كنه: "من در دنیا الزامی نداشتم، بلكه فقط دعوت می كردم و شما اجابت می كردید. پس مرا ملامت نكنید، بلكه خودتان را سرزنش نمایید".

("وَقَالَ الشَّیطَانُ لَمَّا قُضِی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِی عَلَیكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ مَا أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِی إِنِّی كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ " ابراهیم آیه 22) 




برچسب ها: خدا، شیطان، خلق، مهلت، مردم، گمراه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/jesus_second_coming.jpg
محسن:استاد رضایی خدا چرا فرشته هارو خلق کرد که اونا هم به خلقت آدم اعتراض کنن؟

   اولا که فرشته ها حق داشتند بعضی ها به جای اینکه به  نبوغ علمی و معنوی شون بپردازند وخدمت به خلق کنند در حق هم نوع خودشون جنایت ها و ظلم های می کنند،که جای تاسف داره و فرشته ها با توجه به نوع خلقت انسان و نظر به ماقبلش این مطلب رو می دونستند .

    آفرینش همه موجودات از جمله فرشتگان دارای هدفه.وخدا می خواد که هر موجودی تو نظام احسن از کمالات وجودی بهرمند باشه،تعدادی از موجودات مثل جن و انس،به هدفشون در سایه تلاش و تدریجی می رسن،اما فرشتگان، تمام کمال وجودی شون رو بالفعل دارند.فرشتگان از نوع مجرداتند(فوق زمان و مكان، عاری از تغییر و تحول و...).

   از آیه اوّل سوره فاطر به دست می یاد كه خدا، فرشتگان رو واسطه میان خودش و عالم مشهود قرار داده.پس فرشتگان کارشون فقط عبادت نیست بلکه كارگزاران الهی و مأمور اجرای امور عالم تكوینی هستن و وظایف سنگینی بر عهده دارن، به بعضی شون اشاره می كنیم:

أ) حامل و رساننده وحی به پیامبران .(نمل آیه 102؛ بقره آیه 97؛ عبس آیه 16)
ب) نزول امر الهی به دست فرشتگانه، یعنی تو تدبیر که جهان كه به امر الهی انجام می شه، فرشتگان عامل اجرایی اند واونا رو پیاده می كنند.(سجده آیه 5 و معارج آیه 4)
ج) دسته‏ای از فرشتگان حاملان عرش خدا و یا دسته‏ای دیگر شفاعت كنندگان مؤمنانند.(مؤمن  آیه 7 و نجم آیه 26)
د) لعن بر كفّاربه معنای محروم کردن كفّار از نعمت های ابدی.(بقره آیه 161 و آل عمران آیه 87)
ه') بشارت دادن به مؤمنان هم از كارهای فرشتگانه. طبق قرائن این بشارت به هنگام احتضار داده می شه.(فصّلت آیه 30)
و) نوشتن كردار بندگان خدا از كارهای دیگر فرشتگانه.(انفطار آیه 11؛ یونس آیه 21؛ زخرف  آیه 80 و ق آیه 18)
ز) امداد مؤمنان از دیگر كارهای اوناست.(آل عمران، آیه 124 و تحریم  آیه 4)

  حالا حساب کن خدا به همه کار گزاراش گفته به آدم سجده کنن و در خدمتش باشن ودر مقابل اعتراض شون نبوغ علمی و معنوی انسان رو به رخشون کشیده(بقره آیه 33)همه کارگزاران الهی برای ابدیت درخشان ماانسان ها آمادهستن ،خدا که ارزش مارو به اونا ثابت کرده فقط ماهم باید خودمون رو اثبات کنیم.

بچه دعا کنید .....دعا

بتونیم نبوغ علمی و معنوی خودمون رو ثابت کنیم اگه بشه،

بی نهایت خوشبختی تا ابدیت انتظار مارو می کشه.




طبقه بندی: مباحث خلقت، 
برچسب ها: نبوغ، علمی، معنوی، بی نهایت، خوشبخت، ابدیت، انتظار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/Goftareno20118733642728.jpg
حسن:استادرضایی خدا قبل از ما آدم ها، انسان دیگری هم خلق کرده بود؟

   همان طور که در پست شکست داروینیسم گفته شد یافته های زیست شناسی به جهت اطلاعات ژنتیکی هیچ حلقه واسطی بین بشر امروزی و فصیل موجودات انسان نمای ما قبل تاریخ پیدا نکرده وکاملا برای بشر امروزی خلقت مستقلی قائلند کما اینکه در قرآن(آل عمران 59)اشاره شده.
  اما دیرینه شناسان معتقدند که بشر امروزی حداکثر صد هزارسال است که به زمین آمده اما قبل انسان موجوداتی شبیه انسان زندگی می کردند به نام   "‌نسناس"کمااینکه غلامحسین مصاحب در دائره المعارف فارسی، ج 2، بخش 2، ص 3027، واژه نسناس می ‏گوید:نسناس در جانورشناسی، نام عمومی گروهی از آدم نمایان است كه شبیه به انسان هستند.
   از برخی روایات استفاده می شود كه انسان هایی پیش از آفرینش حضرت آدم علیه السلام زندگی كرده‌اند، مثلاً امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
"گمان می‌كنید كه خدا غیر از شما هیچ بشر دیگری را نیافریده است؟ چنین نیست، بلكه هزاران هزارآدم آفرید و شما از نسل اخرین آن‌ها هستید".( توحید صدوق، ج 1 ، ص 277)
امام باقر (ع) فرمود : "خدا از روزی كه زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق و سپس منقرض كرد كه هیچ یك از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده‌اند.
خداوند همه آن‌ها را از پوسته روی زمین آفرید و نسلی را بعد از نسل دیگر ایجاد كرده و برای هر یك عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر حضرت آدم را بیافرید و ذریه‌اش را از او جدا ساخت."( خصال، ج 2، ص 359 و 45)
  ‌در حدیثی از امام علی(ع) آمده است كه پیش از خلقت آدم ،موجودی شبیه بشر به نام "‌نسناس" وجود‌داشت.(بحارالانوار، ج58، ص 298)
 مرحوم علامه طباطبایی می‌فرماید: "از بعض روایات اهل بیت(ع) معلوم می‌شود كه این نوع (انسان) ادوار زیادی قبل از این دوره به خود دیده است".(تفسیر المیزان ج 4، ص 239)
روایات ذكرشده در این كه انسان های گذشته، كاملاً مانند همین انسان ها بوده اند، صراحت ندارند.چه بسا انسان هایی كه در گذشته بوده اند،‌ تنها از بعضی جهات با انسان های امروزی شباهت داشته اند،یعنی نسل های دیگری قبل از حضرت آدم بوده و منقرض شده‌اند.

از اكتشافاتی كه دانشمندان و زیست‌شناسان به دست آورده اند، همین نظریه تأیید می‌شود .




برچسب ها: نسناس، جانورشناسی، عمومی، گروه، آدم، نمایان، انسان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/25utkyf.jpg
محمود:استاد رضایی خلقت نظام احسن و اشرف مخلوقات درست اماچرا قبل از این كه من متولد بشم،خدا  ازمن اجازه نگرفت چرا من رو اجبارا خلق کرد فقط نفرمائید که برای رشد وتعالی بوده؟!

اتفاقا می گم که برای رشد و تعالی خودته که اجباراخلق شدی،چون خردمندان جهان هم به این نتیجه رسیدن،همون طور که درماده 26 اعلامیه حقوق بشرآمده:
  "آموزش وپرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدای و اساسی می باشد باید اجباری و مجانی
باشد"خوب با توجه به این ماده حقوق بشر همه اجبارا باید به مدرسه برن،یعنی اگه بچه های کشوری نخوان درس بخونن ،والدین وسران اون کشور هم بچه هاشون رو مجبور به درس خوندن نکنن همشون به جرم نقض حقوق بشر مورد اعمال مجازات های بین الملی قرار می گیرن،پس همه اجبارا باید تحصیل کنند وقتی که از خردمندان جهانی سوال شد که این ماده مخالف آزادی و اختیار انسانه جواب دادندکه :
  "هر انسانی که به دنیا می آید یک نابغه است فقط باید اجبارا در محیط رشد و تعالی قرار گیرد تا جهت نبوغ خود را بشناسد"واتفاقا دربند دوم ماده 26تاکید شده که"آموزش وپرورش باید طوری هدایت شودکه شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند"(نشریه دانشکده حقوق وعلوم سیاسی شماره25،ص123)خوب حالا فکر می کنی عقلای جهان با کسی لج بودن یا با همه مردم دنیا پدر کشتگی داشتند نه می خواستند خیرشون به همه برسه ومردم به رشد کمال وسعادت برسن وهمه جامعه جهانی رشد کنه خوب حالا یکی هم این وسط با سعادت خودش لج بازی می کنه چاره ای نیست باید اجبارا تومسیرسعادت قرار بگیره تا به نبوغ خودش پی ببره.

  خدا فیاض مطلقه و با آفرینش انسان خواسته  او را از فیض و بخشش و نعمت‏های فراوانش بهره‏مند کنه. اگر خلقت صورت نمی‏ گرفت، این سؤال جا داشت كه خداوند با این كه فیاض علی الاطلاقه و هیچ گونه بخل در ساحت اقدسش راه نداره، چرا انسان رو نیافرید تا او نو از نعمت هایش بهره‏مند کنه. معلومه كه قبل از خلقت انسان، موجودی به نام انسان وجود نداره که از او سؤال بشه: می‏خواهی آفریده بشی؟
تازه این سؤال بی مورده؛ اگه این پرسش عملی می‏ شد، فوراً انسان جواب می‏داد:
  نیكی و پرسش؟چون اگه این سؤال از انسان می‏ شد، طبعاً اولین سؤالش این بود كه: چرا مرا می ‏آفرینی و هدفت از خلقت من چیه؟ جواب می‏ شنید: بخاطراینكه تو قادری به اختیار خودت به كمالات بسیار عالی و لذت‏های دلچسب برسی و از نعمت‏های ابدی بهره‏مند بشی.

خوب اگه غرض از آفرینش، تکامل منه،خدا هم که با کسی لج بازی نداره معلومه كه می‏خواهم  به كمالات برسم.  مثل این كه به ما بگن همه شما توان رفتن به فلان محل مخصوص را دارید و هر كس به اون جا بره و برگرده، زندگیش از همه جهات و در همه زمینه‏ ها تأمین می شه،و رفتن به اون جا منع شرعی و قانونی نداره.كسی پیدا میشه كه از رفتن به اون محل سرباز بزنه؟ البته این مطلب به عنوان تمثیل و تقریب به ذهنه و گر نه بهشت و نعمت‏های اون و رضوان الهی كه انسان برای رسیدن به اونا آفریده شده است، قابل ملاحظه با نعمت‏های دنیا نیست.
قرآن می‏فرماید:
"هیچ كس نمی‏ داند چه پاداش‏هایی كه مایه روشنی چشم‏ ها است، برای آن‏ها نهفته شده است؟ این جزای اعمالی است كه انجام می ‏دادند". (سجده آیه 17)

در حدیث مشهوری از پیغمبر اكرم(ص) می‏خوانیم: "خدامی فرماید:
 برای بندگان صالحم پاداش‏هایی فراهم كرده ‏ام كه هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به فكر كسی نگذشته است". (ناصر مكارم شیرازی، پیام قرآن، ج 6، ص 302)

به نظر شما اجباری که برای رسیدن به نبوغ و تعالی بشره عیبی داره؟!





برچسب ها: انسان، دنیا، نابغه، محیط، رشد، تعالی، نبوغ، اجبارا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/138711030891.jpg
محمود:استاد رضایی چی می شد خدا انسان رو خلق نمی کرد اصلا چرا مارو آفرید؟

آقا محمود،مگه خدا عاجزه یا بخیل که اشرف مخلوقات رو در نظام احسن  نخواد خلق کنه؟!
یا اگه بی حساب به انسان ببخشه چیزی ازثروتش کم می آد ؟!
چه عیبی داره عده ای از اختیار وزحمت خودشون به رشد تعالی برسند ؟!
اگه انسان های راستین لایق بهرمندی بی حساب الهی بشند از جیب من و تو کم می آد؟!

نور به قبر استادم علامه معرفت بباره،استاد می گفت:
خدا هر موجودی رو خلق کرد همه احتیاجاتش رو بهش داد حتی وقتی حیوانت رو به دنیا آورد هم لباس زمستونشون رو داد هم تابستون هم ابزار شکار داد هم دفاع خلاصه هیچ جا لنگشون نذاشت ،اما خداانسان رو لخت و عور به زمین فرستاد حتی یه تکه مو یا پوست برای سترعورت بهش نداد ،آلان همون انسان تو همه ابعاد داره معجزه می کنه در پزشکی ، هوا فضا،صنعت،تکنولوژی،فیزیک و....وبالاتر از این تو ابعاد معنوی که ملائک مقرب هم به گردش نمیرسن،تازه پیشرفت وتعالی انسان در آخرت هم ادامه داره تا به قاب قوسین او ادنی برسه.

آقامحمود،یادته کهتو پست قبلی ثابت شد،جهانی كه خدا خلق می كنه، باید كامل‏ترین صورت ممكن رو داشته باشه.
در مجموعه نظام احسن خلقت باید انسان خلق می شد؛ چون در جهان خلقت پیش از خلق انسان، ملائك بودن یه سری موجودات نورانی و پاك  كه خدا را همیشه عبادت می كردن. فرشتگان به دلیل شرایط ویژه خلقت خود بر سر دو راهی قرار نمی گرفتن كه با اختیار خودشون (در حالی كه میل باطنی آن‏ها به جهت دیگری تمایل داشته باشد) رضایت خداوند را انتخاب كنن.اونا همواره حضور و عظمت خدا را درك می كنند و در مقابل آن همه عظمت راهی جز عبادت نداشتند. اما در صحنه هستی، میشه یك نمایش زیباتر از این رو هم تصویر كرد و آن این كه موجودی وجود داشته باشه كه از یك طرف همانند ملائك در اوج جذبه الهی و عشق و عبادت به خدا باشه و در عین حال موانعی پیش روش باشه برای برگردوندنش از مسیر عشق و عبادت.این موجود انسانه. او خدا و عظمتش را بی واسطه می بینه و ازطرف دیگه فطرت الهیش همواره در درونش اون رو به سوی خوبی‏ها و پاكی‏ها دعوت می كنه ولی امیال حیوانی و شهوانیش قدرت فراوانی دارن.انسان این طوری خلق شده كه از یه طرف با خواسته‏ها و تمایلات شهوانی و حیوانی رو به رو است واز سوی دیگه فطرت الهی اش و راهنمایی‏های پیامبران او رو به سوی خوبی‏ها دعوت می کنه.انسان در عرصه‏های مختلف زندگی می تونه با ایمان به خداوند و محبّت او، بر سر دوراهی‏ها عشق به خدا را انتخاب كنه و مظاهر فریبنده دنیا را بی خیال شه.
 همچین صحنه هایی از محبّت و عشق انسان نظیر یوسف كه در اوج جوانی و زیبایی در سخت‏ترین صحنه آزمایش خدا را رها نكرد، یا حضرت مریم كه دامن خودش رو آلوده نكرد،که برای هر كسی در طول زندگی پیدا می شه. همیشه چنین صحنه‏هایی در طول تاریخ حیات بشری تكرار می شه.

اگر خدا زمینه پدید آمدن چنین صحنه‏ های زیبایی از تجلّی محبّت و عشق مخلوقات خودش رو كه با اختیار كامل به سوی او می یان فراهم نمی كرد باز جهان كامل‏ترین و زیباترین بود؟
 آیا در علم و قدرت و فیض و "جود" مطلق خداوند كه اقتضای آفرینش بهترین و زیباترین صورت آفرینش را داره، تردید نمی شد؟
 آیا جای این سؤال از خدا باقی نمی موند كه قدرت و علم و فیض تو مطلق بود، پس چرا زیباترین جهان را خلق نكردی؟!
 پس از خدای بی همتا، خلقتی چنین زیبالازم و ضروریه وگرنه خدا نیازی به آزمون و عبادت من وتو نداره.
همون طور که تو پست امتحان گفتیم اگه آیات قرآن آزمایش و عبادت به عنوان علّت آفرینش انسان شناختن و كمال انسان هدف نهایی شمردن، این خصوصیّات و فوائد متوجه انسانه و نیازی را از خدا بر طرف نمی كنه اصولاً ذات الهی بی نیاز مطلقه.

  جهان بدون اشرف مخلوقات بازم نظام احسن خلقت می شد؟!


 




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 1 بهمن 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/54481_215.jpg
محمود:استادرضایی چی می شد خدا جهان رو خلق نمی کرد اصلا چرا خدا جهان رو آفرید؟
محمود جان هر "بود"ی ، "نمود"ی داره چطور می شه بهترین "بود"و "نمود"ی نداشت ؟!
مثلا:چطور می شه بهترین متخصص جراح دنیا باشی که اصلا مریضی رو ویزیت نکرده باشی؟!

یا بهترین مهندس سازنده آسمان خراش ها رو فرض کن که هیچ سازه ای نساخته باشه؟!
یا می شه بهترین مخترع جهان رو فرض کرد که حتی یک اختراع نکرده باشه؟!
یا اینکه قوی ترین وزنه بردار جهان رو فرض کرد که هیچ وزنه ای بلند نکرده باشه؟!
تو مجامع علمی و آکادمیک به این موارد میگن پارادوکس(محال نما،چیزی که تضاد درونی داره)
ونکته دوم اینکه الزاما هدفمندی با نیاز تلازم نداره چون معمولا بهترین ها اغنیا بودن ونیازی نداشتند.
محمود جان خدا از هر جهت کامل و بی نیازه( آفرینش،بخشش، دانش، مهربانی و...)
چطور می شه بهترین آفریننده (احسن الخالقین)رو بدون خلق نظام احسن فرض کرد؟!
یا پروردگار جهانیان (رب العالمین)رو بدون پرورش ،هدایت وتربیت هیچ موجودی در نظر گرفت؟!
یا بخشنده ترین بخشنده هارو بدون ذره ای بخشش به بنده هاومخلوقاتش در نظر گرفت؟!
یا مهربان ترین مهربانان(ارحم راحمین)رو بدون مهر ورزی به بنده ها ومخلوقاتش در نظر گرفت؟!
تمام این صفات عین ذات خداست که به جهت علمی حتما باید ظهور و بروز داشته باشه ودر عالم آفرینش محقق بشند.جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت و... خداست به طوری كه بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می موند و به عبارتی هر "بود"ی ، "نمود"ی داره؛ نمی شه رحمت باشه اما بخششی در کار نباشه!
از این رو، هستی بخشی جهان، با تمامی نظم و زیباییش و صورتگری انسان با تمامی استعداد و توانمندیش، جلوه گر جلال و جمال خداست و شایسته اینه كه ما سپاس گزار خدا و قدر شناس او باشیم.
خداوند از آن جا كه "علم" ، "قدرت" ، "فضل" و "جود" بی نهایت داره، جهان و انسان را آفریده و لازمه این سه صفت، آینكه خلقت خداوند بهترین و كامل‏ترین خلقت ها باشه، یعنی در مجموعه هستی اگر وجود مخلوقی؛ زیبایی و كمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش بده، لازمه خدا اون موجود را خلق كنه، چون عدم خلقت اون موجود، یا ناشی از عدم اطلاع و آگاهی از زیبایی اونه، یا در اثر ضعف و ناتوانی از خلقت اونه. چنانچه خدا با توجه به علم و قدرت بی نهایتش، باز اون زیبایی را خلق نكنه، ناشی از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگی است كه خدا از بخل منزه است و "جود" و رحمت و بخشندگی او بی نهایته.

می شه جهانی كه خدا خلق می كنه، كامل‏ترین صورت ممكن را نداشته باشه؟!


ادامه مطلب



برچسب ها: نماد، لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت، خدا، هاوکینگ، جیم هارتل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 27 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/konkore90.jpg
نسیم:استاد رضایی خدا که همه چی رو می دونه پس چرا همش مارو امتحان می کنه؟

    نسیم خانم همه ماباید به حکمت خدا اعتماد داشته باشیم گاهی امتحان و آزمون نه برای پی بردن به نتیجه آزمایش بلكه برای به كمال رسیدن امتحان دهنده انجام می‏شه اصلاً فلسفه و حكمت امتحان این كه شخص در ضمن آزمون، كاملتر بشه مثلادر کنکور های آزمایشی افراد هم هزینه زیادی می کنند وهم هر هفته استرس امتحان رو تحمل می کنند در حالی که نتیجه آزمون آزمایشی تاثیری نداره جز اینکه باعث کاملتر شدن افراد و پرورش نخبه ها می شه. اگر در جهان خلقت صحنه هایی كه ابراهیم (ع) در ذبح اسماعیل (ع) به رغم محبت به فرزندش آفرید، نبود و یا نمایش عشق یوسف (ع) و اعتماد او به خداوند در حالی كه در اوج شهوت و زیبائی بود و همه چیز برای او مهیا و... آیا جهان بدون این صحنه‏ های زیبا،عالی و شگفت آور ،  بازكامل‏ترین و زیباترین جهان بود این نكته همان است كه فلاسفه از آن به نظام احسن تعبیر می‏كنند.
  آزمون‌ها از دو جهت هدف خلقت را تأمین می‏ كنه: نخست خلق زیباترین و كامل‏ترین عالم و دیگری كه از دل نكته نخست در می‏ آد و اون اینكه اراده الهی به آن تعلق گرفته كه كمال انسان در كوره آزمایش‌ها و در پس سختی‏ها به دست او برسه، مانند سنگ و فلزات مختلف كه باید در آزمایشگاه‌های مختلف و در كوره ‏ها و درجات مختلف، حرارت و آزمایش آب دیده بشه تا فلز خالص پدید بیاد.

قرآن مجید به این حقیقت تصریح كرده و می فرماید: "او آنچه را شما در سینه دارید،‌ می آزماید تا دل های شما كاملاً خالص گردد و او به همة اسرار درون شما آگاه است".(عنكبوت، 2 و 3)
  اگر آزمایش الهی نبود، استعداد‌ها شكوفا نمی شد و میوه های اعمال بر شاخسار نمایان نمی گشت. معلوم است كه امتحان برای پاداش و كیفری است كه بشر با آن مواجه خواهد شد.(المیزان، ج 20، ص 5)
  این یك شیوه كلی و سنت دائمی پروردگاره كه برای شكوفا كردن استعدادهای نهفته و از قوه به فعل رسو ندن آن ها را امتحان می کند یعنی همان گونه كه فولاد را برای استحكام بیشتر در كوره می گذارند تا به اصطلاح آبدیده بشه فلز خالص تر به دست بیاد، آدمی را نیز در كوره حوادث سخت پرورش می دند تا مقاوم و خالص بشه. (نهج البلاغه حکمت 90)
  علی علیه السلام می فرمایند: گرچه خداوند بزرگ به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولی آن‌ها را امتحان می كند تا كارهای خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آن‌ها ظاهر گردد. (اصول كافی، ج 4، ص 148)
امتحانی که برای رشد وتعالی بشره بده؟!





برچسب ها: امتحان، نظام احسن، خلق، زیباترین، كامل‏ترین، عالم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 22 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/IMAGE634509279700997218.jpg
محبوب ترین رهبرجهان با یک زندگی ساده در خانه استیجاری چه در تبعید چه در وطن
http://baseirat.persiangig.com/shahmoomi.jpg
ثروتمندترین شاه ایران ده دقیقه قبل از مرگ،میان سال،شدیدا بیمار، باوزن حدودا 30 کیلو رانده و تحقیر شده از همه جا

عمران :چرا ثروت مندان باید در دنیا و آخرت در راحتی باشند، اما فقرا بر عكس، در دنیا و آخرت بدبختند،اگه خدا من ثروتمند می کرد هم در دنیا و آخرت در راحتی بودم و ثواب بیشتری می کردم.

عمران جان ،  فقر سخته اما بهتره که به حکمت خدا اعتمادکنیم واز خدا عاقبت بخیری بخواهیم حتما داستان غبطه خوردن کشاورز فقیر رو به حضرت سلیمان(پادشاهی که باد و انس و جن و همه چیز تحت فرمانش  بود)شنیدی که حضرت سلیمان فرمود : ای پیرمرد یک سبحان الله قبول تو از تمام این سلطنت با ارزش تر است چون پادشاهی فانی ولی ثواب جاوید است (المک یفنی و ثواب یبقی)

 نه در زندگی دنیایی می‏توان ثروت را مساوی با آرامش دانست و نه در مورد آخرت، موجب سعادت پنداشت.
 در روایات آمده: "در حلال دنیا حساب و در حرامش عذاب است".(بحارالانوار، ج 67، ص 311) از این رو، زندگی آسایش بخش و معقول و دل خواه دین، زندگی در حد كفایت است. امام علی(ع) می‏فرماید: "آسایش در این است كه انسان در زندگی به مقدار كفایت بسنده كند".(الحیاة، ج 4، ص 272)
نمی‏توان گفت فقرا به خاطر فقرشان در آخرت بی‏ نصیب‏ اند،
جمعی از فقرا خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و گفتند: ثروت مندان اموالی برای انفاق دارند و ما چیزی نداریم. وسیله برای حج دارند و ما نداریم. امكانات برای آزاد كردن بردگان دارند و ما نداریم. پیامبر(ص) فرمود: "هر كس صد بار تكبیر بگوید، از آزاد كردن یك برده افضل است. كسی كه صد بار تسبیح بگوید، از این كه یك صد اسب را برای جهاد لجام كند، افضل است. كسی كه صد بار لا اله الا الله بگوید، عملش از تمام مردم در آن روز برتر است، مگر این كه كسی بیش‏تر بگوید".
این سخن به گوش ثروت مندان رسید و به اذكار روی آوردند. فقرا این موضوع را با پیامبر(ص) مطرح كردند. حضرت فرمود: "این فضل الهی است به هر كس بخواهد می‏دهد".(مجمع البیان، ج 10، ص 284)

حضرت امام صادق(ع) می‏فرماید: "همانا بنده مؤمن آرزو می‏كند و می‏گوید:
خدایا! به من رزق و روزی وسیعی عطا فرما تا من هم بتوانم - مانند ثروت مندان - كارهای خیر انجام دهم. اگر آن فرد صداقت و پاكی نیت داشته باشد و خداوند این صداقت را در او ملاحظه نماید، به او اجر و ثوابی می‏دهد برابر با پاداشی كه اگر ثروت زیاد و وسعت روزی داشت و با هزینه كردن پول‏ها در راه خدا، آن اعمال صالح را انجام می‏داد".(وسایل الشیعه، ج 1، ص 35)
علاوه بر این، فقر اگر با صبر و خویشتن داری همراه باشد، فضیلتی دارد كه آن چنان در خور توجه است كه چه بسا ارزش انفاق ثروت مندان به درجه آن نرسد.

باز هم فکر می کنی که فقرا نتونن پادشاهان ابدیت باشند؟!





برچسب ها: پادشاهی فانی، جاوید، المک، یفنی، ثواب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 18 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/yycfvs2vuvtq8dcmf0ld.jpg
فرزاد:استاد رضایی شما فرمودید که خداوند طبیعت را براساس نظم ریاضی آفریده آیا طبیعت طبق قانون خدادادی، موجودات مادی را یكی پس از دیگری به وجود آورده؟

معاذ الله همانگونه كه موجودات در اصل وجود و آفرینش وابسته به ذات خدا هستند، در، تأثیر و فعل خود نیز محتاجند،مثل لامپ که اگه وصل به مرکز انرژی نباشه قدرت نور افشانی نداره در حقیقت "لا مؤثر فی الوجود الا الله، هیچ موجودی تأثیر مستقل ندارد، جز خدا". اگر شمشیر برنده و آتش سوزاننده است و آب گیاهان را می رویاند؛ همه به اراده و فرمان او است و خلاصه هر موجودی هر اثری دارد، از ناحیه خداوند است ولی این معنی هرگز حاكمیت اسباب و قانون علیت را نفی نمی كنه،چون خداوند خودش خواسته كه همه كارها از طریق علل و اسبابش  جاری بشه. موجودات عالم همان طوری كه در ذات خود استقلال ندارند، در تأثیر هم استقلال ندارند. موجودند به وجود خدا و مؤثرند به تأثیر خدا.پس اگر به تأثیر و سببیت مخلوقات در نظام جهان معتقد باشیم، بدین نحو كه آن ها استقلال در تأثیر ندارند، بلكه همه نقش آن ها به اذن خدا انجام می گیرد، منافات با توحید افعالی خدا نداره، چنان كه حضرت عیسی می گوید: من از گل شكل پرنده می سازم. سپس در آن می دمم و به فرمان خدا پرنده ای می گردد، و به اذن خدا كور مادر زاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی می بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده می كنم.(آل عمران، آیه 49) قرآن كریم در مورد توحید در خالقیت می فرماید :"قل الله خالق كلی شی و هو الواحد القهار؛ بگو خدا خالق همه چیز است و او است یكتا و پیروز".(رعد ، آیه 16)
در آیه دیگر می فرماید : "هل من خالق غیر الله یرزقكم من السماء و الارض لا اله الاهو فأنی تؤفكون؛ آیا خالقی غیر از خدا وجود دارد كه شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست. با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می شوید؟".(فاطر ، آیه 3)
قرآن مجید درباره توحید ربوبیت به مسلمانان دستور می دهد همه روزه چندین بار این حقیقت را تكرار و اقرار كنند و بگویند : الحمد لله رب العالمین؛ ستایش مخصوص خداوندی است كه پروردگار جهانیان است.(حمد ، آیه 1)
تعبیر به "رب العالمین" بیش از چهل بار در آیات مختلف قرآن به كار رفته است و می فرماید : "قل اغیر الله أبغی و هو رب كل شی؛ بگو آیا غیر از خدا پروردگاری بطلبم، در حالی كه او پروردگار همه چیز است".(انعام ، آیه 164)

می شه غیر از خدا پروردگاری بطلبم، در حالی كه خدا پروردگار همه چیزه؟!




برچسب ها: مؤثر، وجود، الله، آفرینش، طبیعت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 13 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/188560_621.jpg
ح.رحمانی:آقای رضایی ثروتمند بودن یک  گروه و فقیر بودن گروه دیگر، با عدالت الهی منافات نداره؟

رحمانی عزیز اگه یه معلم بدون توجه به تلاش و استعداد شاگرداش به همه بیست بده عادلانه رفتار کرده،اینطوری چه انگیزه ای برای تلاش دانش آموزان باقی می مو نه، فقر و غنا ،مانند هر پدیده ‏ای تحت شرایط خاصی پدید می‏ آید مثلاً کسی با تلاش خودش به ثروت رسیده و دیگری تنبلی كرده و فقیر مونده،ویا(معاذالله)فردی از طریق ظلم و چپاول و تضییع حقوق دیگران و خیانت در بیت المال و اختلاس و ربا،ثروت اندوزی كرده و دیگری سالم مونده،
 "برای به وجود آمدن یك جامعه كامل، نیاز به استعدادها و ذوق‏ها و ساختمان‏های مختلف بدنی و فكری است، اما نه به این معنی كه بعضی از اعضای پیكر اجتماع در محرومیت به سر برند و یا خدمات آن‏ها كوچك شمرده شود و یا تحقیر گردند، همان طور كه سلول‏های بدن باتمام تفاوتی كه دارند، همگی از غذا و هوا و سایر نیازمندی‏ها به مقدار لازم بهره می‏گیرند".(تفسیر نمونه، ج 3، ص 366)
ممكن است گفته شود چرا خداوند نظام خلقت را طوری بنا نكرد كه بشر بدون این تفاوت‏ها، به زندگی اجتماعی خود ادامه دهد. در پاسخ، قرآن مجید به یكی از اسرار مهم تفاوت‏ها اشاره كرده و آن را آزمایش الهی می داند.
خداوند می‏فرماید: "او كسی است كه شما را جانشینان در زمین قرار داد و بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید".(انعام آیه 165)
امام علی(ع) می‏فرماید: "هر جامعه ‏ای كه از نعمت‏ها و زندگی دل پذیر محروم می‏ شوند، به خاطر گناهان و خطاهایی است كه در پیش می‏گیرند و خدا بر بنده ‏ای ظلم نمی‏ كند".(مستدرك الوسائل، ج 12، ص 37)
 ثروت داشتن برای ثروتمند مسئولیت آفرین است.امام صادق(ع) می‏فرماید: "خدا بر بنده‏ای نعمتی نداد، مگر این كه در آن نعمت، حجتی از خدا برعهده او است. از این رو هر كه را خداوند توانمندی مالی داده، حجت بر او، مال او است كه می‏ بایست هزینه‏ های فقیران را برعهده گیرد".(وافی، ج 1، ص 554) قرآن مجید می‏فرماید: "در اموال ثروت مندان حقی معلوم برای سائل و محروم است".(معارج آیه 5)
 از این رو قرآن مجید می‏فرماید: "ما معیشت آن‏ها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم كردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آن‏ها یكدیگر را به كار گیرند و به یكدیگر خدمت نمایند".(زخرف آیه 31)
امام صادق(ع) می‏فرماید: "كسی كه سرمایه‏ های كلان را برای خود انباشته سازد (ده هزار درهم آن زمان داشته باشد) شیعه واقعی نیست، مگر این كه از راست و چپ و هر جهت در بهره‏ مند ساختن دیگران كوتاهی نكند".(الحیاة، ج 5، ص 471) از این رو انباشت ثروت را نباید موهبت دانست، بلكه كوهی از مسئولیت است. امام صادق(ع) می‏فرماید: "به دارایی‏های مردم نباید غبطه خورد، چون با فزونی مال درصد خطاها نیز افزایش می‏ یابد".(الحیاة، ج 5، ص 33)

ندیدی بعضی از اغنیائی رو که همه جوره غافلند؟!





برچسب ها: حلال، دنیا، حساب، حرام، عقاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 8 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/hs-2008-16-an-web.jpg

رحیمی :استاد رضایی چرا نباید در ذات خدا تفكر كنیم؟

رحیمی جان می تونی به من بگی بزرگترین عدد چنده؟!
بی نهایت بزرگ
یا کوچکترین آعشار چنده؟!
بی نهایت کوچک
یا خطوط موازی در چه فاصله ای بهم می رسن؟!
بی نهایت دور دست
یا اینکه وسعت کیهان چه اندازه است؟!
بی نهایت وسیع
تفکر ما محدوده حتی محاسبه عددی بعضی از مسائل (مثل ،طول خطوط موازی ،تقسیم اعداد بر صفر، وسعت کیهان)در ریاضیات و فیزیک برای ما عملی نیست ،چون با قوی ترین کامپیوتر ها هم نمی شه بی نهایت را با اعداد مشخص کرد یعنی اگراعداد طبیعی را پشت سر هم بچینیم طوری که از کهکشان هم بزرگتر بشه بازدر برابر بی نهایت ناچیزه اینکه ریاضی دانان در محاسبه دقیق این سوالها به قول مشهدی ها یه بی نهایت مگن و ردمشن چون فکر کردن به رقم بی نهایت نتیجه ای غیر از سرگردانی وحیرت نداره،حالا اگه عقلهای محدود ما بخواهد خدایی را که بجهت تمام ابعاد فیزیکی و متا فیزیکی بی نهایته را تصور کنه خوب معلومه که هنگ می کنه ؟!
لذاست که حضرت صادق(ع) فرمود: "بر حذر باشید از تفكر در كنه ذات خدا، چون نتیجه ای غیر از سرگردانی و گمراهی ندارد". (بحارالانوار، ج74 ، ص239)
 مبانی محدود ما، درک و سنجشی از بی نهایت نداره و هر چه را به تصویر بکشه باز به محدودیت شون بر می گرده، همین برهان در كلمات پیشوایان دین هم وارد شده  كه فرمودند: "كلّما میّزتموه باوهامكم فی ادقّ معانیه فهو مخلوق مثلكم مردود الیكم" (بحارالانوار، ج66 ، ص292) یعنی هر چه در ذهن شما بیاید و آن را تصور كنید در باریك‏ترین جلوه‏ها و مفهوم‏هایش، آن خدا نیست بلكه او هم مخلوقی مثل شماست كه در وجودش احتیاج به شما و برگشت وجود او به شما است.
اكنون كه با این برهان واضح فهمیدیم كه درك ذات خدای تعالی برای بشر محدود، ممكن نیست معنای روایاتی كه از پیامبر و ائمه(علیهم السلام) در این باره رسیده است به خوبی روشن می‏شود كه فرمودند: درباره‏ ذات خدا تفكر نكنید (كه به جایی نمی‏ رسید، بلكه از این راه ممكن است شیطان سوء استفاده كرده و شما را منحرف کند).
 اما درباره‏ نعمت ها و آثار عظمت او فكر كنید (تا هر ساعت به معرفت و ایمان شما افزوده گردد). (اصول كافی، ج 1، ص 93)
ولی معنای این قبیل روایات این نیست كه در بحث خداشناسی وارد نشوید، بلكه بحث درباره‏ خدا و صفات او در حد خود لازم است، اما كسی نباید توقع داشته باشد كه بر كنه ذات خدای جهان پی ببرد.

مگه می شه بی نهایت رو با محدودیت توصیف کرد؟!




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 3 دی 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/1311791923754833_large.jpg
ناشناس :آقای رضای از چه طریقی می توان خدا را شناخت، به طوری كه همیشه حضورش را احساس و از گناه دوری ‏کنیم؟
عزیزی که نمی شناسمت همانطور که امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: آیا آشكارتر از تو چیزی وجود دارد كه از آن به تو برسم؟!  ‏تو كی پنهان بودی تا تمنا كنم تو را و از چیزی غیر تو، به تو برسم؟!  كی دور بودی تا چیزی ‏دیگر مرا به تو نزدیك کند.(بحار الانوار، ج 95، ص 226) ‏
خدا آشکار ترین حقیقت هستی است و اما دلایل فلسفی و علمی خیلی زیادی از آثارعظمت خالق بیان شده آنهم توسط دانشمندان بزرگ (گالیه، نیوتن، کپلر ،انیشتین،....)که تعدادی رو  در پست های قبلی همین وبلاگ می تونید مطالعه کنید .
اما در مورد قسمت دوم سوال (به طوری كه همیشه حضورش را احساس و از گناه دوری ‏کنیم) همان طور که در حدیث قدسی آمده است: "هر بنده ای كه بر دل اونظر ‏انداختم و دیدم حال غالب او ذكر من ‏است،‌ تدبیر امور او را عهده دار شده و همنشین و هم صحبت و انیس او می شوم".‏(بحارالانوار، ج 74، ص 30‏)
 اجمالا باید بگم که:
 مبادا چیزی جای محبت خدا رو تو قلبت بگیره مبادا ؟!

و اگر تفصیل مطلب رو خواسته باشی باید گفت:

ادامه مطلب



داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/images.jpeg

علی: خدایی که همه چیز را پدید آورده خود چگونه پدید آمده علت وسبب پیدایش خدا چه بوده؟

علی جان خدا پدیده نیست که به پدیدآورنده احتیاج داشته باشه خدا ازلی و ابدیه ، هستی و هستی بخشی عین ذات خداست ، حالا با توجه به پست قبلی یه مثال برات میزنم که معلوم بشه.
خوب می دونی که روشنایی اتاق از نوره،
روشنایی لامپ هم از نوره،
روشنایی ماه هم از نوره،
روشنایی خورشید هم از نوره،
روشنایی همه چیز  از نوره،

خوب حالا می تونی به من بگی ،روشنایی خود نور از چیه؟؟؟؟؟؟؟

  بله ،روشنی و روشنی بخشی عین ذات نوره ، پس هیچ مشکلی نداره که ،هستی وهستی بخشی هم عین ذات خدا باشه در قسمت چهل و ششم از دعای جوشن كبیر (كه مجموعه‌ای از صفات خدا است) می‌خوانیم:
     یا صانِعاً غَیرَ مَصْنُوعٍ، یا خالِقاً غَیرَ مَخْلُوقٍ،
اى سازنده‏اى که‏ ساخته کسى نیست اى آفریننده‏اى که کسى او را نیافریده ،

  لذاست که لفظ خدا در زبان فارسی مخفف "خودآ" یعنی خودبه وجود آمده و تقریباً مرادف با واجب الوجود است، یعنی موجودی كه وجود برای او ضرورت دارد و عدم برای وی محال است و موجود دیگری به آن وجود نداده است، ولی با توجه به مشابهات آن مانند خداوند و كد خدا می توان گفت معنای لغوی آن شبیه به معنای صاحب و مالك و معنایی كه در عرف از آن فهمیده می‌شود، نظیر خالق و آفریدگار است.(محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، خدا شناسی، كیهان شناسی، انسان شناسی، ) بر همین اساس در زبان فارسی به جای مفاهیم واجب الوجود، خدا گفته می شود.

مگه می شه موجودات بدون تکیه به بی نیاز مطلق پدید بیان؟!

 اگه خدای بی نیاز نباشه رشته نیازمندی های موجودات تا کجا ادامه پیدا می کنه؟!


ادامه مطلب



برچسب ها: خدا، واجب الوجود، نور، هستی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه 26 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
http://baseirat.persiangig.com/507310_o6cm2Ewi.jpg
موسوی: استاد رضایی شما در پست های قبلی گفتید که عالم ماده از تراکم انرژی است؛ رنگ و هیئت ماده نیز نوعی از بروز و تظاهر انرژی است و تمام چهار نیروی اصلی(گرانشی، الکترو مغناطیسی ،هسته ای قوی و ضعیف)از یک نیروی بنیادی سرچشمه می گیرد آیا این نیروی اصلی خداست آیا خدا از نور است کما اینکه قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است"؟‏
دراینکه منشا و خالق همه پدیده های فیزیکی و متافیزیکی خداست هیچ بحثی نیست اما اینکه بگوئیم خداوند ماهیت نوری(فوتون ها) یا نیروی (بوزونها پایه نیروهای بنیادی)داشته و قابل مشاهده فیزیکی باشد معاذالله خداوند برتر از این توهم هاست کما اینکه در قسمت چهل و هفتم از دعای جوشن كبیر (كه مجموعه‌ای از صفات خدا است) می‌خوانیم:

ای نور نورها، ای روشنی بخش روشنایی‌ها، ای آفریننده نور، ای تدبیر كننده نور، ای ‏تقدیركننده نور، ای نور همه نورها، ای نور قبل از هر نور، ای نور بعد از هر نور، ای نوری ‏كه برتر از هر نوری؛ و ای نوری كه همانندش نوری نیست". (1) ‏
ابتدا باید معنای نور را ذكر كنیم، سپس ببینیم می‌توان بر خدا نور اطلاق كرد؟ ‏

نور عبارت است از آن چه در ذات خود ظاهر و روشن باشد و از نظر آثار بیرونی هم روشن كننده ‏غیر خود باشد. ‏
این مفهوم، مصادیق گوناگونی دارد كه در شدّت و ضعف، مراتب آن متفاوت می‌شود، مثلاً می‌توان ‏بر خورشید اطلاق نور كرد و بر یك لامپ روشن نیز می‌توان نور گفت، زیرا هم خورشید و هم لامپ ‏در ذات و گوهر خود، ظاهر و روشن بوده  و روشن كننده غیر نیز می‌باشد. ‏
ناگفته نماند هر چه در ذات خود ظاهر و روشن است و هر چیزی را ظاهر و روشن می‌کند، هر چند ‏مربوط به امری معنوی و آشکار نمودن یك حقیقت باشد، نور است و بر آن نور اطلاق می‌شود، به ‏همین دلیل گفته می‌شود: علم نور است، زیرا هم در ذات خود ظاهر است و هم در پرتو علم است كه ‏می‌توان بسیاری از راه‌ها را شناخت و مجهولات را كشف كرد. علم روشنگر است. ‏
بنابراین، نباید پنداشت که واژه «نور»، تنها بر امور حسّى و چیزى که داراى فوتون‏هاى به خصوصى است و در علم فیزیک از کم و کیف آن بحث می‏شود، اطلاق می ‏گردد، بلکه این تنها یکى از مصادیق بارز و روشن این واژه است.
با توجه به این توضیح، می‌توان بر وجود و هستی نیز نور اطلاق كرد، زیرا وجود در ذات خود ‏امری ظاهر و روشن بوده و با تعلق وجود اشیاء، آن‌ها نیز  روشنگری می‌كنند. اشیاء از عدم ‏‏(كه تاریكی است) به صحنه هستی و وجود (كه نور است) درمی‌آیند. ‏
به هر حال نور هم بر نور حسی اطلاق می‌شود و هم بر نور فراحسی و چه بسا كه نور حسی از نور ‏غیبی فروغ و نور می‌گیرد.‏
قرآن نیز خدا را به نور توصیف فرموده است"الله نور السموات و الارض؛( سوره نور آیه 35)  ‏خداوند نور آسمان‌ها و زمین است".‏
اگر بخواهیم برای ذات پاك خدا، تمثیلی از موجودات حسی جهان انتخاب كنیم، جز از واژه نور ‏نمی‌توان استفاده كرد، زیرا خدایی كه پدید آورنده تمام جهان هستی است، روشنی بخش عالم آفرینش ‏است. ‏
همه موجودات به فرمان او زنده‌اند . همه مخلوقات بر سر سفره نعمت او هستند. اگر لحظه‌ای چشم ‏لطف خود را از آن‌ها بازگیرد، همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می‌روند. ‏
هر موجودی به هر نسبت بااو ارتباط دارد، به همان اندازه نورانیت و روشنایی كسب می‌كند. ‏
قرآن نور است، چون كلام او است و روشن كننده تاریكی‌ها می باشد. آیین اسلام نور است، چون ‏آیین خدا است. پیامبران نورند، چون فرستادگان اویند. امامان معصوم انوار الهی هستند، چون ‏حافظان آیین او بعد از پیامبرانند و ...، بنابر این خداوند نور آسمان‌ها و زمین است. ‏
اگر نور را به معنای وسیع كلمه به كار ببریم، یعنی هر چیزی كه "ذاتش ظاهر و آشكار باشد و ‏ظاهر كننده غیر". در این صورت به كار بردن كلمه نور در ذات پاك او، جنبه تشبیه هم نخواهد ‏داشت، چرا كه چیزی در عالم خلقت از او آشكارتر نیست و تمام آن چه غیر او است، از بركت وجود ‏او آشكار است". ‏
امام حسین در دعای عرفه می‌گوید: آیا آشكارتر از تو چیزی وجود دارد كه از آن به تو برسم؟!  ‏تو كی پنهان بودی تا تمنا كنم تو را و از چیزی غیر تو، به تو برسم؟!  كی دور بودی تا چیزی ‏دیگر مرا به تو نزدیك  کند.(2) ‏
--------------------------------------------------------‏
1 . "یا نور ‏النور، یا منوِّر النور، یا خالق النور، یا مدبِّر النور، یا مقدِّر النور، یا نور كلِِّ نور، یا ‏نوراً قبل كل نور، یا نوراً بعد كل نور، یا نوراً فوق كل نور، یا نوراً لیس كمثله نور" بحار الانوار ، ج 91، ص 390؛ ابراهیم بن علی عاملی كفعمی، البلد الامین، ص 406.‏
‏2 . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 95، ص 226؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 349. ‏




برچسب ها: نور، نیرو، فیزیک، خدا، جهان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر 1390 توسط محمد علی رضایی
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5